خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

اعجاز_تشریعیبازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 09-اردیبهشت-1393 -- تعداد بازدید : 2384 بار

اعجاز تشریعی

 

انسان همواره پرسشهایی دربارۀ هستی و راز آفرینش با خود داشته و پیوسته در تلاش بوده است تا پاسخهای قانع کننده ای برای آن بیابد ؛ سوالهایی از قبیل : از کجا آمده ؟ چرا آمده ؟ به کجا می رود ؟ و ... کوششهای انسان برای پی بردن به راز هستی ، نتوانسته به پاسخ قانع کننده ای برسد و تمامی این مسائل را روشن سازد :

سوره اسراء آیه 85 :


وَ يَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً 


و تو را از ( حقیقت و اوصاف ) روح ( که مایه حیات هر جاندار است ) می پرسند ، بگو: روح ( تولد یافته ) از فرمان پروردگار من است ( و دوام و زوالش نیز در هر جاندار به فرمان اوست ) و شما از دانش ( به ویژه علم به حقیقت روح ) جز اندکی داده نشده اید. 


دین – آنگونه که قرآن عرضه کرده است – به تمامی این مسائل به گونۀ کافی و شافی پاسخ داده است . با تعمیق در آنچه عرضه کرده ، انحراف اندیشه ها تعدیل می وشد و راههای نیمه رفته تکمیل می گردد :

سوره یونس آیه 57 :


يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ 


ای مردم ( ای همه انسان ها در همه تاریخ ) به یقین برای شما پند و اندرزی از جانب پروردگارتان آمده ( کتابی که سراپا پند و اندرز است ) و شفایی برای آنچه در سینه هاست ( از عقاید فاسده و صفات رذیله ) ، و هدایت و رحمتی برای مؤمنان.


مقصود از بهبود بخشیدن سینه ها ، رها ساختن انسان از رنجی است که در راه یافتن گمشدۀ خود ، در درون خود احساس می کند ؛ زیرا بیانات وحیانی بهترین درمانی است که این درد و رنجها را بهبود می بخشد . لذا قرآن ، چیزی را بر انسان عرضه داشته ، که خود دلیل اعجاز قرآن است ، چراکه اگر این لطف و عنایت نبود ، انسان هرگز به مقصود و مطلوب خود نمی رسید .

از بدوی ترین قبایل تا متمدن ترین جوامع بشری آن روز ، باورهایی از جهان هستی و مبدأ آفرینش و تقدیر و تدبیر داشتند که با حقیقت ، فاصلۀ زیادی داشت و به تصوراتی خیال گونه می مانست . گفتار انبیاء نیز با گذشت زمان ، دستخوش تحول و تحریف شده بود ؛ لذا بشر هرگز نمی دانست از کجا آمده ، چرا آمده و به کجا می رود ؛ بنابراین نو آوریهای دین در دو بُعد معارف و احکام است ؛ معارف عرضه شده توسط قرآن از هر گونه آلودگی و خرافات به دور است و از بُعد احکام نیز علاوه بر جامع و کامل بودن ، از گرایشهای انحرافی مبرّا و خالص است .

تشریعات وحیانی ( در احکام و قوانین حاکم بر نظام حیات اجتماعی ) دارای امتیازاتی است که در دیگر تشریعات وضعی ( بشری ) وجود ندارد :

اول : مبرّا بودن از هرگونه گرایشهای منحرف کننده که ممکن است در قوانین وضعیّه تأثیر گذار باشد .

دوم : رعایت سه بُعد در حیات انسان ، که لازمۀ زندگی اجتماعی وی در این جهان است : رابطۀ انسان با شوون فردی و شخصی خود ، رابطۀ وی با جامعه ای که در آن قرار گرفته و رابطۀ با خداوند .

قوانین وضعیه ، تنها دو بعد اول ، یعنی شوون فردی و اجتماعی را جهت بخشیده اند که در این میان ، بُعد اول کمتر توجه نموده و همت بیشتر را در بُعد دوم به کار انداخته اند ؛ و از بُعد سوم ، یعنی رابطۀ با پروردگار به کلی غفلت ورزیده اند ؛ در حالیکه همین بُعد سوم است که به حیات انسان درخشش می دهد ، او را از انحصار در محدود ۀ نیازهای جسمانی در می آورد و به وی چهرۀ ملکوتی می بخشد .

اینک به اختصار به ذکر نمونه ای از اعجاز هدایتی قرآن در دو بُعد معارف و احکام می پردازیم :


صفات جمال و جلال الهی


قرآن خدا را با بهترین وجه وصف نموده ، او را مجمع صفات کمال معرفی کرده و از هر زشتی و صفت مُبَّرا و منزّه دانسته است . در پایان سورۀ حشر آیات 22-24 می خوانیم :


هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ22هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِکُونَ23هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَکيمُ 


23) اوست خدایی که جز او معبودی نیست ، ملک است ( سلطان فرمانروای جهان هستی است ) ، قدوس است ( منزه و پاک از هر عیب و نقص و شریک و فرزند است ) سلام است ( ذاتش سالم از عیب ، صفاتش سالم از نقص و افعالش سالم از شر است ) مؤمن است ( توحیدگوی خود ، مؤمن به حقیقت ذات و صفات خویش و ایمنی بخش از هر ظلم و بدی است ) مهیمن است ( امین ، مسلط و فائق بر همه چیز ، حافظ همه هستی و مراقب همه اشیاء است ) عزیز است ( بی مثل و نظیر ، غالب شکست ناپذیر ، و بخشنده عزت است ) جبّار است ( دارای شأنی عظیم ، جبران کننده هر شکست و ضرر ، اصلاح گر حال موجودات و صاحب اراده قاهره بر اشیاء است ) متکبّر است ( مستحق تعظیم و صاحب کبریاء و بزرگی باطنی و آشکار است ) ، منزه است خداوند از اینکه برای او شریک قرار می دهند.
24) اوست خدای آفریننده ( اشیاء بر پایه تقدیر و سنجش ) و آفریدگار و ایجادکننده ( موجودات ممتاز از یکدیگر ، مماثل در کمال صنع ) و صورت بخش ( اشیاء به صورت های مختلف ) او راست بهترین نام ها ، همه آنچه در آسمان ها و زمین است او را ( به زبان قال و حال ) تسبیح می گویند و اوست صاحب اقتدار و حکمت. 



این گوشه ای از صفات برجستۀ الهی است که در قرآن آمده ؛ ولی در کُتُب دیگر یا اندیشه های دیگران، خداوند را به گونه ای وصف کرده اند که هرگز شایستۀ مقام الوهیّت حق تعالی نیست .

در تورات کنونی می بینیم که خدا به گونه ای ناپسند وصف شده که خرد آن را نمی پذیرد . در داستان ساختن شهر بابل ، خداوند بیم آن داشت که انسانها اگر گرد هم آیند ، نیروی متشکلی را به وجود می آورند ، آنگاه خطری متوجه ربوبیت خداوندی خواهد بود ؛ لذا به جبرئیل دستور فرمود تا تجمع آنان را از هم بپاشند !

در اسطوره ها ی یونانی قدیم نیز ترسیمی از خداوند جهان ارائه داده اند که انواع خدایان کوچک و بزرگ (الهه ) را در پی داشته است که گوشه ای از آ نرا تاریخ نویس معروف ((ویل دورانت )) در کتاب تاریخ تمدن آورده است .


جامعیت احکام اسلامی


اسلام دو بُعد تشریع احکام ، از جامعیت کاملی برخوردار است که در هیچ یک از شرایع و نیز تشریعات وضعی ، چنین جامعیت و گستردگی به چشم نمی خورد .

اسلام در سه بُعد عبادات ، معاملات و انتظامات ، دیدگاههای مشخصی دارد و در تمامی جوانب این سه بعد ، به طور گسترده ، نظریات خود را ارائه داده و بشر را برای رسیدن به سعادت حیات ( مادی و معنوی ) به پیروی از خود فراخوانده است .

عبادات اسلام ، روح را آرامش می بخشد و رابطه ی انسان را با ملکوت اعلا مستحکم می سازد و این خود موجب تقویت روح انسان و پاکی و صفای اوست . با تأمل در اذکار نماز و خلوص و توجه قلب به ساحت قدس الهی و نیز مقاومت درونی – که از روزه حاصل می شود – و همچنین دیگر ادعیه و عبادات واجب و مستحب – به ویژه تأکید به انجام دادن آنها در اماکن مقدس – حاکی از یک برنامۀ حساب شده برای پاکسازی و طهارت درون انسان و رشد و تکامل او در چهار چوب زندگی اجتماعی است .

واژۀ تزکیه نشان می دهد که هدف عبادات ، همان پاکی و صفای درون است در سورۀ ((شمس )) می خوانیم : آیه 9 :

انسان در درون خود احساس می کند که بر فراز هستی ، نیروزی برتری هست که تمامی را فرا گرفته و خود را ذرّهای کوچک می بیند که بر روی امواج متلاطم هستی شناور است ؛ آن نیروی برتر و قدرتمند است که او رابه سوی کمال و توانایی مطلق می راند و توجه درونی او را به سوی کمال مطلق معطوف می دارد ؛ از این رو درون خود می کوشد تا این میل و رغبت و عشق به کمال مطلق را در صورت کلمات و الفاظ ( ادعیه و اذکار ) اِبراز دارد ؛ این گونه است که عبارات سرشار از محبت و سپاس ، از درون او می جوشد و سیل آسا سرازیر می گردد و اگر قصوری در خود احساس کرده ، درخواست گذشت و آمرزش می نماید . این چیزی است که انسان از روزی که خود را شناخته ، با آن حوگرفته و همواره سرشت وجود او با آن همراز بوده است .

عبادتها و نیایشها – به شکلهای گوناگون – صورتهای تجسّد یافتۀ عواطف درونی انسان است که بر ملا می شود . هر دین و آیینی به شکلی ، قسمتی از نیایش انسان را سرلوحۀ عملی خود قرار داده است .

در آیینهای کهن هندویی و زرتشتی ، نمونه هایی از این گونه نمایشهای عبادی – نیایش وجود داشته است . همچنین گونه هایی نیز از نیایش میان جهودان و ترسایان رواج داشتنه و دارد ؛ اما به نظر می رسد که شکلهای موسوم ، آمیخته با بسیاری از خرافات و بدعتهای ناروا شده است .

از عبادات که بگذریم ، ابواب معملات و در کنار آن احمان انتظامی اسلام ، آن اندازه گسترده و فراگیر است که مایۀ حیرت دین پژوهان گردیده است . اصولا شریعتی به گستردگی شریعت اسلام – که تمامی حیات جامعه را زیر دیدگاه خود قرار داده باشد و در هر یک نظر داده باشد – وجود ندارد . یگانه دین الهی زندۀ جهان اسلام است و بس :

سوره آل عمران آیه 19 :


إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَکْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ 


به یقین دین ( حقیقی که انبیا آورده و به صورت شرایع به بشر عرضه داشته اند ) در نزد خداوند همان اسلام است ، و کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده ( مانند یهود و نصاری ، در دینشان ) اختلاف نکردند مگر پس از آنکه آنها را ( به حقیقت امر ) علم آمد ، ( آن هم ) از روی حسد و برتری جویی. و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس ( بداند که ) خداوند زودرس به حساب است.

 

سوره آل عمران آیه 85 :


وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ 


و هر که جز اسلام دینی بطلبد هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است. .



منبع : علوم قرآنی(آیت الله معرفت)

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا