خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

اعجاز قرآن بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 08-اردیبهشت-1393 -- تعداد بازدید : 2453 بار

اعجاز قرآن

اعجاز از ریشه ی عجز ( ناتوانی ) به معنای ناتوان ساختن می باشد . ناتوان ساختن بر دوگونه است : یکی آنکه توانایی کسی قهراً از وی سلب شود و او به عجز در آِد ؛ مثلا : اگر شخصی قدرت مالی یا مقامی دارد ، آن مال یا مقام با زور از او گرفته شود و او به خاک مذلت بنشیند . دیگر آنکه کاری انجام گیرد که دیگران از انجام آن عاجز باشند ، بدون آنکه درباره ی آنان هیچ گونه اقدام منفی به عمل آمده باشد .

اعجاز انبیاء از نوع دوم است ؛ یعنی عملی که به دست آنان انجام می گیرد ، بیرون از توان بشریت است ؛ چراکه خارج از محدوده ی عومل موثر متعارف و شناخته شده است و برای بشریت امکان شناخت آن بر اساس موازین طبیعی ، هرگز میثر نیست . به همین جهت معجزه را (( خارق العاده )) توصیف می کنند ؛ یعنی بیرون از شعاع تاثیرات طبیعی مالوف ( عوامل طبیعی شناخته شده ، عادی و مانوس ) قرار گرفته است ؛ به گونه ای که طبیعت این جهان – با ساختار کنونی خود – از عهده ی انجام آن عاجز است .

ضرورت اعجاز

شرایع و پیامهای آسمانی که به دست پیامبران عرضه می شود ، حقایق آشکاری است که هر فطرت پاک ، آنرا پذیرا می باشد . انبیا چیزی را می گویند که فطرت و عقل بشری بی درنگ و آزادانه آن را می پذیرد .

سوره اسراء آیه 105 :


وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذيراً 


و ( این قرآن را ) به حق فرو فرستادیم و به حق هم نزول یافته ( صدورش از مبدأ وحی به هدف حق و والا ، و نزول و بقایش نیز به حق و مصون از هر خطا و تحریف است ) ، و ما تو را جز مژده رسان ( به گروندگان ) و بیم دهنده ( به منکران ) نفرستادیم ( نه مأمور اجرا که از وظایف امام است ، و نه کفیل مجازات که از شئون خدایی است ) . 


از این رو در جای جای قرآن تصریح شده که صاحب نظران اندیشمند ، بی درنگ دعوت حق را می پذیرند و به ندای حق لبیک می گویند ،

سوره حج آیه 54 :


وَ لِيَعْلَمَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذينَ آمَنُوا إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ 


و تا کسانی که به آنها دانش ( دینی ) داده شده بدانند آن ( دعوت رسول و نبی ) حق است از جانب پروردگار تو ، پس به آن بگروند و در نتیجه دل هایشان در برابر آن رام و خاضع شود ، و حقّا که خداوند کسانی را که ایمان آورده اند به سوی راهی راست ( کمالات پس از ایمان ) رهنمون است. 


اما کسانی که حق را با مصالح موهوم خویش سازگار نمی بینند آنرا نمی پذیرند و در مقابل آن ایستادگی می کنند ، هر چند در دل به حق بودن آن اعتراف دارند :

سوره نمل آیه 14 :


وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَيْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ 


و آن ( معجزات ) را در حالی که باطنشان به آنها یقین پیدا کرده بود از روی ظلم و برتری جویی انکار کردند ، پس بنگر که عاقبت فسادانگیزان چگونه بود!


بنابر این طبق منطق قرآن ، همواره حق آشکار و باطل خودنماست و برای حق جویان و حق پویان دلیلی روشن تر از خود حق نمی باشد ، و برای پذیرفتن آن نیازی به برهان نیست ؛ زیرا حق خود آشکار است و فطرت پاک آنرا پذیرا است .

سیره ی پیامبران و صراحت قرآن نیز در ارائه معجزه در برابر شبهه های منکران و حق ستیزان دلالت می کند . هیچ پیامبری دعوت خود را با معجزه آغاز نکرده است ؛ ( زیرا دعوت آنان عین حق است و فطرت و عقل بشری آنرا می پذیرد ) ولی هنگامی که با منکران و معاندین روبرو شدند و آنها درخواست معجزه می نمودند - یا بدون درخواست و صرفا برای دفاعت از شبهات آنان – دست به اعجاز می زدند .

بنابر این کاربرد معجزه برای دعوت و اثبات حقانیت آن نیست ، بلکه در رتبه دوم و هنگام برخورد با موانع از آن استفاده شده است و یک وسیله دفاعی بشمار می رود نه وسیله تبلیغی .


معجزه جاوید


پیامبران در زمانهای مختلف ، معجزات گوناگونی متناسب با سطح اندیشه و کمالات وجودی انسانهای هم دوره خود ارائه می کردند . هر چه بر آگاهی مردم افزوده می شد و سطح تمدن آنها بالاتر می رفت ، معجزه ی پیامبران نیز ترقی پیدا می کرد و دقیقتر و لطیف تر می گشت . قرآن آخرین معجزه پیامبران ( معجزه پیامبر اسلام ) دقیقترین ، ظریفترین و لطیف ترین معجزه نسبت به معجزه های دیگر انبیاء است .

قرآن با شیوا ترین سبک ، رساترین و استوار ترین محتوی ، بر عرب آن زمان – که یگانه مهارت آنان زبان و بیان بود – عرضه شد و لذا به خوبی تشخیص دادند سخنی که اینگونه آنان را از هم آوردی ناتوان سازد نمی توان ساخته ی دست بشر باشد .

ولیدن مغیره ی خزومی – که سخنورینیرومند و از سران بلند پایه و سرشناس عرب به شمار می رفت – در باره قرآن چنین می گوید : (( آنچه ابن ابی کبشه ((جد مادری پیامبر )) می سراید به خدا سوگند ، نه شعر است ، نه سحر و نه گزاف گویی بی خردان . بی گمان گفته ی او سخن خداست ..)).

هم او – موقعی که از کنار پیامبر می گذشت و آیاتی چند از سوره مومن که پیامبر در نماز تلاوت می نمود شنید – گفت : (( به خدا سوگند چندی پیش از محمد سخنی شنیدم که نه سخن آدمیان می ماند و نه به سخن پریان ، به خدا سوگند سخن او شیرینی و زیبایی ویژه ای دارد ؛ همچون درختی برومند و سر بر افراشته ، که بلندای آن پر ثمر و اثر بخش و پایه ی آن استوار است و ریشه ی مستحکم و گسترده دارد . همانا بر دیگر سخنان برتری خواهد یافت و سخنی دیگر بر آن برتر نخواهد شد .

این بلندای شیوه ی قرآنی – چه از لحاظ نظم و چه از لحاظ محتوی – همچنان پا برجاست و تا عبد هم پابرجا خواهد ماند ؛ یرا در بلاغت ، فصاحت ، استواری گفتار ، رسا بودن بیان ، نوع آوری های فراوان در زمینه ی معارف و احکام و دیگر ویژگیها آن اندازه اوج گرفته که بشریت هر چه پیشرفت کند و در راه رسیدن به آن کوشش کنند ، نمی توانند به تمام حقایق قرآن دست رسی پیدا کنند . بدین سبب قرآن را (( معجزه ی جاوید )) گویند و این حالت برای قرآن همیشگی و ثابت است و به عنوان سند شریعت جاوید اسلام باقی خواهد ماند .


منبع : علوم قرآنی(آیت الله معرفت)

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا