خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

امثال در قرآن بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 06-اردیبهشت-1393 -- تعداد بازدید : 1932 بار

 

امثال در قرآن


تمثیل یا ضرب المثل ، ترسیم خیال است که در وهم ، مجسم می شود و شنونده یا بیننده را چنان تحت تاثیر قرار می دهد که گمان می کند شخصاً در معرکه حضور دارد و حوادث را از نزدیک مشاهده می کند . گاهی قدرت ترسیم به قدری بالاست که شنونده یا بیننده گمان می برد خود ، قهرمان معرکه است .

قرآن نیز مطالب عالیه خود را در قالب تمثیل ، تشبیه و استعاره بیان کرده است ؛ تمثیل یا ضرب المثل ، یکی از شاخصه های بیان قرآنی است که بهترین تاثیر را بر شنوندگان دارد و از بهترین وسایل ممکن برای تاثیر دعوت به شمار می رود .

هر یک از تمثیلهای قرآن ، مانند تابلوهایی ماهرانه ، حالات و اوضاع مورد نظر را به ترسیم کشیده اند و مخاطب با مشاهده مناظر زشت و زیبای گستره حیات بشر ، می تواند قضاوت کند . تمثیل یک صورت فرضی است که حاکی از واقعیت درونی اشخاص است و قوه واهمه آن را به صورت یک واقعیت محسوس احساس می کند ؛ لذا گفته اند مثل ، تشبیه نامحسوس به محسوس است تا گمان شود ، آنچه مورد نظر گوینده است به وسیله حواس ، قابل درک است :

سوره حشر آیه 21 :

 

لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکَّرُونَ 


اگر این قرآن را بر کوهی فرو می فرستادیم حتما آن را از ترس خدا ذلیل و متواضع و شکافته می دیدی. و این مثال ها را برای مردم می زنیم شاید بیندیشند. 



حق ، مثل ها را زند هر جا به جاش                    می کند معقول را محسوس و فاش

       تا که دریابند مردم از مثل                         آنچه مقصود است بی نقص و خلل



ویژگیهای تمثیل


به نوشته ابن اثیر ( متوفای 637 ) تمثیل دارای سه ویژگی است ؛ مبالغه ، بیان ، ایجاز .

مبالغه یعنی تاکید در رسانیدن معنا و ایفای کامل به مقصود . ممکن است سخن عادی و هاری از مَثَل ، ایفای به مقصود نکند و در رساندن معنا رسا نباشد یا کوتاه آید ، ولی سخن همراه با تشبیه و تمثیل ، هدف را بهتر و شیوا تر بیان می کند . مثلاً درباره ی اعمال بیهوده کافران آمده است :

سوره ابراهیم آیه 18 :


مَثَلُ الَّذينَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ کَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ في‏ يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلى‏ شَيْ‏ءٍ ذلِکَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعيدُ 


وصف حال کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیده اند این است که عمل های ( خیر ) آنها مانند خاکستری است که بادی سخت در روزی توفانی بر آن بوزد ( و همه را پراکنده سازد ) آنها به چیزی از آنچه کسب کرده اند دست نمی یابند ( نه بر نتایج دنیوی و نه بر اثرات نفسانی و نه به پاداش های اخروی ) ، این است همان گمراهی دور و دراز. 


 

اعمال آنان به خاکستر ( رماد ) – که سوخته ای بیش نیست و در روز توفانی از هم می پاشد – تشبیه شده است . در این تشبیه و توصیف به خوبی ، ناپایداری و سستی اعمال کافران بر ملا می شود ، در حالی که در سخن عادی چنین نمودی نیست . اگر این تمثیل در پشت بند کلام وجود نداشت ، هدف به این خوبی روشن نمی شد ؛ مثلاً اگر تنها می گفت : (( اعمال کافران یا ریاکاران تباه است )) ، به خوبی این تباهی مشهود نمی گردید . از همین جا ویژگی بیان نیز آشکار می شود .

بیان ( تبیین مطلب ) ، با تمثیل بهتر آشکار می گردد تا اینکه کلام عادی عاری از تمثیل باشد .

ایجاز یعنی سخن کوتاه با محتوای بلند و گسترده ؛ ایجاز نیز در سخنی که با تمثیل ادا می شود به بهترین وجه وجود دارد ؛ زیرا کوتاهترین سخن که با تمثیل ادا شود ، رساترین مطلب را ایفا می کند .


انواع تمثیل در قرآن


تمثیل ، ضرب المثلی است که صفات یا حالات درونی افراد یا گروههای شایسته و ناشایسته را به ترسیم کشیده و از نیروی تخیل در این باره به خوبی استفاده کرده است ، ولی در عین حال ، حکایت از واقعیتهایی است که پایه رفتار انسانها را تشکیل می دهد و با این ترسیم ، به خوبی ، زیباییها و زشتیها ی اندیشه ها و پندارهای انسانها نمودار می گردد . قرآن در این مورد تا سر حد اعجاز پیش رفته است .

در اینجت به ذکر انواع تمثیل ( و نمونه ای از هر کدام ) در قرآن می پردازیم :


الف ) مفاهیم ذهنی که به صورت محسوس آمده اند


قرآن ، کفّار را – که مقبول درگاه پروردگار نبوده و به سعادت اخروی نایل نمی شوند – دو گونه ترسیم کرده است : اولا مانند کسانی که پشت درِ آسمانها غمزده ایستاده اند و در به روی آنان بسته است ؛ ثانیا کوشش در امری ممتنع ، مانند طنابی ضخیم که کوشش می شود از سوراخ سوزنی بگذرانند .


سوره اعراف آیه 40 :


إِنَّ الَّذينَ کَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ في‏ سَمِّ الْخِياطِ وَ کَذلِکَ نَجْزِي الْمُجْرِمينَ 






ب ) تجسّد حالات نفسانی و معنوی


قرآن کسانی را که اسباب شناخت و معرفت برایشان آماده شده ، ولی از آن روی برتافته اند ، مانند کسانی ترسیم کرده که گویی هیچ یک از اسباب هدایت برایشان میسر نیست ؛ در نتیجه زندگی نگران کننده و سختی را می گذرانند :

سوره اعراف آیات 175-176 :


وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوينَ175وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ يَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ کَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکَّرُونَ 


و بر آنها بخوان سرگذشت کسی را ( بلعم باعورا عالم زمان موسی را ) که آیات خود را ( معارف کتاب آسمانی یا مقام استجابت دعا را ) به او دادیم ، اما او ( به واسطه کفر در اعتقاد و کفران در عمل ) از آنها تهی گشت ، پس شیطان او را دنبال کرد و او عاقبت از گمراهان گردید.  176) و اگر می خواستیم حتما ( مقام ) او را به وسیله آن آیات ( به اجبار ) بالا می بردیم ، و لکن او ( را طبق سنّت اختیار بشر در انتخاب راه ، آزاد گذاشتیم و او ) به پستی گرایید و دل بر زمین بست و از هوای خود پیروی نمود ، پس داستان او داستان سگ تشنه یا خسته است که اگر بر او حمله بری زبان درآورد و اگر رهایش کنی باز هم زبان درآورد ( این شخص را تهدید کنی یا نصیحت یکسان است ) . این داستان گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را بازگو کن ، باشد که بیندیشند. 


ج ) ترسیم نمونه های انسانی


در قرآن ، نمونه هایی از شاخصه های انسان به نمایش گذاشته شده است . از جمله انسانهای معاند و لجوجی را که با انگیزه ای سست و بی ارج و با حالی کورکورانه در مقابل حق ایستادگی می کنند ، چنین ترسیم کرده است :

سوره حجر آیات 14-15 :


وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فيهِ يَعْرُجُونَ14لَقالُوا إِنَّما سُکِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ 



15) باز هم می گفتند: جز این نیست که ما چشم بندی شده ایم ، بلکه ما گروهی جادو زده ایم.

 

د ) ترسیم حوادث جاری


در قرآن ، علاوه بر ترسیم مفاهیم ، حالات و شخصیّات ، حوادث و کارزارها نیز به ترسیم کشیده شده است ؛ به گونه ای که حرکات تجسمی حوادث به خوبی نمایش داده شده ، که از جمله می توان واقعه احزاب ( جنگ خندق ) را نام برد که پیروزی کامل مسلمانان و شکست فاحش مشرکان و تمام حرکات بیرونی و انفعالات درونی افراد و گروهها ، آشکارا به نمایش گذارده شده است ،

به گونه ای که همه حوادث و پیشامدها قابل مشاهده است و از نزدیک آن را لمس می کنیم :

سوره احزاب آیات 9 الی 13 :



يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ جاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ کانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيراً9إِذْ جاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا10هُنالِکَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً11وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً12وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُريدُونَ إِلاَّ فِراراً13


(( ای کسانی که ایمان آورده اید ! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید در آن هنگام که لشگرهایی  {عظیم } به سراغ شما آمدند ، ولی ما باد و طوفان سختی بر آنان فرستادیم و لشگریانی که آنان را نمی دیدید { و به این وسیله آنها را در هم شکستیم } و خداوند همیشه به آنچه انجام می دهید بینا بوده است . { به خاطر بیاورید } زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین { شهر } برشما وارد شدند { و مدینه را محاصره کردند } و زمانی را که چشمها از شدت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود و گمانهای گوناگون بدی به خدا می بردید . آنجا بود که مومنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند و { نیز } به خاطر آوردید زمانی را که منافقان و بیماردلان می گفتند : خدا و پیامبرش جز وعده های دروغین به ما ندادند و { نیز } به خاطر آوردید زمانی را که گروهی از آنان گفتند : ای اهل یثرب ! { ای مردم مدینه ! } اینجا جای توقف شما نیست ؛ به خانه های خود باز گردید گروهی از آنان از پیامبر اجازه بازگشت می خواستند و می گفتند : خانه های ما بی حفاظ است ؛ در حالیکه بی حفاظ نبود ؛ و آنان فقط می خواستند { از جنگ } فرار کنند )).


ه ) ترسیم اوصاف عینی


یکی دیگر از گونه های تمثیل در قرآن ، ترسیم اوصاف اشیایی است که وجود خارجی دارند و در ترسیم قرآنی ، زشتی و زیبایی یا تاثیر مثبت و منفی آن به خوبی آشکار شده است ؛ از جمله درباره ی حیات دنیوی و ناپیاداری آن آمده است :

سوره کهف آیه 45 :


وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ کانَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِراً 


و برای آنها زندگی دنیا را مثل بزن که مانند آبی است که از آسمان فرو فرستیم پس گیاهان زمین به وسیله آن ( برویند و ) به هم مخلوط گردند ( و مناظر زیبایی پدید آید ) سپس ( در اندک مدتی ) به حال خشکی بازگردند به طوری که بادها آنها را ( به همه جا ) بپراکنند. و خداوند همیشه بر همه چیز تواناست. 



زندیگ در این جهان را به باران روح افزا تشبیه کرده که مایه ی شکوفایی زمین و روییدن گیاه و خرمی پهنای وجود گردیده ، ولی عاقبت خشکیده شده و از بین می رود ، منظره ی بارش باران را در نظر بگیرید که تا چه اندازه لذت بخش است و به دنبال آن روییدگ گیاهان و شکوفا شدن پهنای زمین ، ولی سرانجام گیاهان و سبزه ها فرسوده شده ، از هم می پاشد ، دسخوش تندباد قرار می گیرد و در فضا متلاشی می شود .


و ) ترسیم داستانهای مورد ضرب المثل


از جمله مواردی که در قرآن به ترسیم کشیده شده ، داستانهایی است که مورد ضرب المثل قرار گرفته است ، مانند این داستان :

سوره قلم آیات 17 الی 33


إِنَّا بَلَوْناهُمْ کَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحينَ17وَ لا يَسْتَثْنُونَ18فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نائِمُونَ19فَأَصْبَحَتْ کَالصَّريمِ20فَتَنادَوْا مُصْبِحينَ21أَنِ اغْدُوا عَلى‏ حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صارِمينَ22فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ23أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْکُمْ مِسْکينٌ24وَ غَدَوْا عَلى‏ حَرْدٍ قادِرينَ25فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ26بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ27قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ28قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا کُنَّا ظالِمينَ29فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ30قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا کُنَّا طاغينَ31عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ32کَذلِکَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ 



33) این گونه است عذاب ( ما در دنیا ) ، و البته عذاب آخرت بزرگتر است ، اگر می دانستند.


در این ترسیم چند نمونه از حالات متفاوت به ترسیم کشیده شده است :

1 – حالت خودباوری بیجا که خدا را نادیده می گیرند  ؛

2 – حالت خودخواهی که دیگران را محروم می سازند ؛

3 – حالت خودپسندی که به گمان قدرت می برند ؛

4 – حالت افسردگی و ناراحتی که خود را بیچاره و زبون می بینند ؛

5 – حالت سرافکندگی و بازگشت به سوی حق و سر سپردن به تقدیر الهی .


ضرب المثل در قرآن


ضرب المثل در قرآن سه گونه است :

1 – ضرب المثلهایی که با استفاده از نیروی تخیل ، صفات ، حالات درونی افراد و یا گروههای شایسته و ناشایسته را به ترسیم کشیده است ؛ اصطلاحاً به این نوع ضرب المثل تمثیل می گویند ، که بحث آن به طور مفصّل گذشت .

2 – ضرب المثلهایی که از سرگذشت اقوام پیشین و واقعیتهای حیات پر فراز و نشیب انسانها برای عبرت آیندگان بهره گرفته شده است ؛ این نوع ضرب المثل برگرفته از واقعیتهاست نه تخیل ؛ مانند :

سوره تحریم آیات 10 الی 12 :


ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ10وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَکَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ11وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتي‏ أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها وَ کُتُبِهِ وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتينَ 



12) و نیز مریم دختر عمران را ، زنی که دامان خود پاک نگاه داشت ، پس در او از روح خویش ( روحی که به اراده ما وجود می یابد ) دمیدیم ( تا عیسی در رحمش خلق شد ) ، و کلمات پروردگارش را ( آنچه با انبیاء به عنوان وحی سخن گفته ) و کتاب های ( آسمانی و لوح محفوظ ) او را تصدیق نموده و از اطاعت کنندگان خدا بود.

خداوند در این آیه برای مثال از دو زن ناشاسیته و دو زن شایسته یاد می کند تا تنبهی باشد برای کسانی که گمان می برند انسان تابع محیط است و بر اندیشه و رفتار ، مقهور ساختهای جامعه است ؛ در صورتی که چنین نیست آنچه انسان را می سازد ، تصمیم خود اوست ( این قسمت در رابطه با قصص قرآنی است و در همان بخش آوردیم ) .

3 – آوردن جمله هایی کوتاه که هر کدام سرگذشتی دارند ؛ این نوع ضرب المثل در زبان هر ملتی فراوان است ، قرآن از هیچ یک از مثالهای رایج عرب بهره نگرفته است ؛ بلکه برعکس ، از قرآن ، مثلهایی در زبان عرب رایج شده است . مثلهای برگرفته از قرآن دو گونه است : (( صریح )) و (( ضمنی )) . در اینجا نمونه هایی از این مثلها را می آوریم :

1 – سوره فاطر آیه 43 :


 وَ لا يَحيقُ الْمَکْرُ السَّيِّئُ إِلاَّ بِأَهْلِهِ


2- سوره اسراء آیه 7 :


إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها

 

3 – سوره نجم آیه 39 :

 وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى 


4 – سوره انعام آیه 64 :


قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيکُمْ مِنْها وَ مِنْ کُلِّ کَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُونَ 


5 – سوره کافرون آیه 6 :


لَکُمْ دينُکُمْ وَ لِيَ دينِ


6 – سوره روم آیه 32 :


کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ 


7 – سوره نوح آیه 26 :


وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرينَ دَيَّاراً 


8 – سوره مائده آیه 99 :


ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ 



منبع : علوم قرآنی(آیت الله معرفت)

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا