خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

دفع شبعه تحریفبازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 09-اردیبهشت-1393 -- تعداد بازدید : 2363 بار

 دفع شبعه تحریف


شبهۀ تحریف قرآن ، پیوسته مورد انکار و ردّ علما و محققین بزرگ اسلام قرار گرفته است . بررسی شبهۀ تحریف به دلیل ارتباط با حجیّت ظواهر قرآن اهمیّت دارد ؛ از این رو لازم است این مسأله از ریشه مورد ارزیابی قرار گیرد و صحّت و سقم ایم مسأله معلوم شود .


تحریف در لغت


تحریف از ریشۀ ((حَرف )) به معنای کناره است و تحریف کلام ، کناره زدن از مسیر طبیعی آن است . مسیر طبیعی الفاط و عبارتها همان افادۀ معانی حقیقی و مراد واقعی آنها است و در صورت انحراف از آن معانی ، تحریف تحقق می یابد ؛ لذا تحریف کلام را چنین تعیرف کرده اند :

(( تفسیر نمودن برخلاف آنچه ظاهر آن است ))

این گونه تفسیر ، نوعی تأویل نارواست ؛ یعنی دگرگون ساختن کلام و برگرداندن آن به سویی دیگر ؛ این گونه تحریف را تحریف معنوی می گویند ؛ زیرا در واقع ، دلالت فقط لفظ را دگرگون می سازد و از مسیر خود منحرف می کند .


تحریف در اصطلاح


تحریف در اصطلاح به هقت معنا آمده است :


1 – تحریف در دلالت کلام


تفسیر و تأویل ناروا به گونه ای که تفسیر با لغت هماهنگ نبوده و وضع و قرینه ای بر آن تفسیر و تأویل وجود نداشته باشد و صرفاً طبق دلخواه ، تفسیر و تأویل شده باشد . این گونه تأویل غیر مستند ، تأویل باطل و تفسیر به رأی شمرده می شود . پیامبر اکرم صلوة الله عایه و آله فرموده اند :

(( هرکس قرآن را به دلخواه خود تفسیر کند ، باید جایگاه خود را در آتش مشخص سازد .


2 – قرار دادن آیه یا سوره در مصحف بر خلاف ترتیب نزول


این گونه جابجایی دربارۀ سوره ، صورت گرفته است ، ولی احتمال آن در آیات ، بسیار ضعیف است .


3 – قرائت بر خلاف قرائت مشهور


این کار از صدر اول تا قرنها ادامه داشته است و برخی از قرّاء بر خلاف قرائت معروف قرائت می کردند .


4 – قرائت بر خلاف لهجۀ قریش


هر یک از قبالی ، لهجۀ مخصوص به خود داشتند و بر خلاف لهجۀ قریش ، قرآن را تلاوت می کردند ؛ در حالی که قرآن به لهجۀ قریش نازل شده بود ؛ البته پیامبر اکرم صلوة الله علیه و آله این اختلاف لهجه ها را اجازه دادند و حدیث (( نزل القرآن علی سبعة احرف )) ناظر به اختلاف لهجه ها ست .


5 – تبدیل کلمات


یعنی برداشتن لفظی از قرآن و جایگزین کردن مرادف آن . عبدالله بن مسعود تعویض کلمات را – به شرط آنکه به اصل معنا صدمه وارد نکند – جایز می دانست ؛ لذا کلمه های سخت و دشوار قرآن را به کلمات سهل و آسانتر تبدیل می کرد .


6 – افزودن بر قرآن


از ابن مسعود روایت شده است که برخی کلمات را به عنوان تفسیر در خلال آیه می آورد تا مراد آیه را روشنتر سارد ، چنانکه در آیۀ تبلیغ ، جملۀ (( إنّ علیاً مولی المومنین )) را زیاد نموده و آیه را چنین می خواند : (( یا ایُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلیکَ مِن رَبِّکَ { إنِ علیاً مولی المومنین } وَ إن لم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رسالَتُه )) و نیز عجارده ( برخی از خوارج که اتباع ابن عجرند ) گمان داشتند که سورۀ یوسف در قرآ« افزوده شده است .


7 - کاستن از قرآن


برخی گمان برده اند ، قرآن بیش از اندازۀ موجود بوده و از روی سهو و اشتباه یا عمداً از آن کاسته شده است .

شبهۀ تحریف در قرآن به سه معنی اخیر است و بیشتر بحث دربارۀ مسألۀ تحریف در همین جاست . دلیل مطرح شدن مسأله کاستن از قرآن برخی روایات اهل سنت و نیز روایاتی از شیعه است ؛ ولی این موضوع مورد اجماع است که هرگز بر قرآن چیزی افزوده نشده است .


منشأ قول به تحریف


منشأ قول به تحریف ، روایاتی است که در کتب حدیثی اهل سنت و شیعه آمده است . ظاهر این روایات به تحریف کتاب دلالت دارد ؛ اما یا سندهای آنها ضعیف و فاقد اعتبار است ، یا دلالتهای آنها نارسا و قابل تأویل است ؛ به همین دلیل در کتاب اصولی و کلامی ، این روایات به طور کلی مردود شناخته شده است .

علامه شیخ محمد جواد بلاغی در مقدمۀ تفسیر (( آلاء الرحمان )) دربارۀ این گونه روایات می گوید : (( برخی { از این روایات } از نظر مفهوم ، اختلاف بسیار دارند و به تنافی و تعارض منتهی می گردند ؛ به علاوه سند بیشتر این روایات به کسانی باز می گردد که علما آنان را به ضعف گفتار ، فساد مذهب و جفا در روایات وصف کرده اند و برخی از آنها نیز به دروغ گویی و دروغ پردازی شهرت دارند و هرگز نقل روایت از آنان جایز نیست ؛ گروهی حتی امامت ائمه را قبول نداشتند و با آنان دشمنی می کردند . این اوصاف کافی است که روایات این افراد قابل اعتناد نباشد )).

اینجانب با بررسی تمام این روایات – چه منقول از اهل سنت و چه منقول از شیعه – چنین یافتم که این قبیل روایات – که طعن بر شریعت است – غالبا با مجعول و به دست دشمنان دین ساخته و پرداخته شده است و یا آنکه قابل تأویل به وجوه دیگر است و ربطی به مسألۀ تحریف ندارد .


دلایل نفی تحریف


دلایل نفی تحریف بسیاری و مبسوط است ؛ آنچه در اینجا می آوریم خلاصه ای از این دلایل است :


1 – گواهی تاریخ


پیامبر اکرم صلوة الله علیه و آله شخصاً محافظ قرآن بود و پیوسته به حفظ ، ثبت و ضبط آن دستور می داد و مسلمانان موظّف بودند آن را ثبت و حفظ کنند و بدین منظور از آن نسخه های متعدد تهیه می کردند و در خانه های خود در میان صندوق یا کیسه ها ی مخصوص نگهداری می کردند و لحظه ای از آن غافل نمی ماندند . علاوه بر ثبت و ضبط قرآن در مصاحف ، نسخه های متعددی تهیه و در گسترۀ قلمرو اسلامی پخش کردند . مسأله حفظ قرآن نیز از همان زمان رواج یافت و عدّۀ بیشماری به عنوان (( حافظان قرآن )) در یمان جوامع اسلامی منزلت یافتند . علاوه بر توده مردم ، نقش بزرگان و دانشمندان اسلامی در عنایت به این کتاب قابل توحه است . این کتاب همواره در سوون گوناگون و سرنوشت ساز مسلمین نقش اول داشته و در علوم مختلف اسلامی پایه و اساس ضمرده شده است . راهنما و هدایت کنندۀ هر دانشمندی – که در رشته ای از علوم اسلامی مطالعه می کرد – قرآن بود . بسیاری از علوم اسلامی صرفاً به جهت رسیدن به حقایق قرآن به وجود آمده است و دانشهای بسیاری در میان مسلمانان از قرآن نشأت گرفته است ؛ بنابراین همواره دانشمندان علوم اسلامی نیازمند به قرآن بودند و با آن سروکار داشتند و اگر چیزی از آن کم یا به آن افزوده مش د مورد شناسایی قرار می گرفت .


2 – ضرورت تواتر قرآن


شرط پذیرفتن قرآن این است که در حرف و هر کلمه و حتی در حرکات و سکنات ، متواتر باشد ؛ یعنی همگان ( جمهور مسلمین ) آن را دست به دست و سینه به سینه ، به طور همگانی نقل کرده باشند . آنچه در زمینۀ تحریف گفته اند که (( فلان کلمه یا فلان جمله از قرآن بوده ))؛ چون خبر واحد می باشد ، قابل قبول نیست و طبق اصل (( لزوم تواتر قرآن )) – که یکی از مسائل ضروری اسلام و مورد انفاق علماست – مردود شمرده می شود . اساساً خبر واحد در مسائل اصولی و کلامی فاقد اعتبار است و صرفاً در مسائل فرعی اعتبار دارد .


3 – مسألۀ اعجاز قرآن


یکی دیگر از مسائلی که قاطعانه ، شبهۀ تحریف را نفی می کند ، مسألۀ اعجاز قرآن است و علما آن را بزرگترین دلیل بر ردّ شبهۀ تحریف دانسته اند ؛ چراکه لازمۀ افزودن ، امکان هماوردی با قرآن است و می دانیم که هیچ کس قدرت آن را ندارد که آیه ای همانند قرآن بیاورد به گونه ای که از جهت فصاحت ، بلاغت ، بیان و محتوا با قرآن تفاوتی نداشته باشد :

سوره اسراء آیه 88 :


وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ 


و هر که جز اسلام دینی بطلبد هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است. 



همچنین کم نمودن از قرآن نیز موجب می گردد تا نظم اوّلی کلام به هم بخورد و از بین برود و در نتیجه سبک و اسلوب بلاغی کلام تغییر یابد ؛ بنابر این نمی توان گفت که نظم جدید – که بعد از کاستن حاصل شده است – همان نظم الهی و وحی است .

همین گونه است (( احتمال تبدیل کلمات قرآن )) ؛ زیرا هر گونه تبدیل و تغییر در نظم و جمله بندی کلمات قرآن موجب می شود که صورت قرآن تبدیل شده و از صورت وحی بودن خارج شود ؛ و در یان صورت ، نسبت دادن کلام تغییر یافته به تبدیل کننده اولوّیت دارد – تا اینکه به خداوند نسبت داده شود – پس هرگونه گمان زیادت ، نقص یا تبدیل در کلمات قرآن ، با مسألۀ اعجاز منافات دارد .


4- ضمانت الهی


یکی از روشنترین دلایل بر سلامت قرآن ، ضمانتی است که خداوند عهده دار شده تا قرآن را پیوسته مورد عنایت خود قرار دهد و از گزند آفات مصون بدارد :

سوره حجر آیه 9 :


إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ 


حقّا که ما این ذکر ( قرآن ) را فرو فرستادیم و به یقین ما خود آن را ( از تحریف و نسخ و تمامیت مدت ) نگهداریم. 



این آیه سلامت قرآن را کاملا تضمین می کند . مقتضای (( لطف )) نیز چنین است ؛ زیرا قرآن سند زندۀ اسلام و دلیل صحت نبوّت است و باید همواره از گزند آفات مصون و محفوظ بماند .


5 – عرضۀ روایات بر قرآن


از دلایل دیگر سلامت قرآن و عدم تغییر آن در طول تاریخ ، روایاتی است که از پیامبر اکرم صلوة الله علیه و آله نقل شد هاست . از جمله فرموده است : (( برای رسیدن به هر حقی ريال حقیقتی است که آن حق را آشکار می کند و برای پی بردن به هر درستی و راستی ، نوری وجود دارد که به آن راهنمایی می کند { و قرآن همان حقیقت و نوری است که روشنگر حقیقتها و صواب ها ست } پس هر چه { از احادیث } با قرآن موافق است آن را برگزینید و هر چه با آن مخالف است را واگذارید .

اکنون این پرسش مطرح می شود که اگر احتمال آن می رفت که قرآن مورد دستبرد قرار گیرد و از اعتبار ساقط شود ، آیا جای آن بود که معیار سنجش قرار گیرد و دلیل روشن بر صحت و سقم روایات باشد ؟ هرگز ! قرآن باید همواره راه سلامت را در پیش داشته باشد تا بتواند اعتبار خویش را ثابت نگه داشته و معیار سنجش حقو باطل باشد .


6 – نصوص اهل بیت علیهم اسلام


در زمینۀ نفی تحریم ، روایات خاصّی از ائمۀ معصومین علیهم السلام در دسترس است که به طور کلی احتمال تحریف یا شبهه تحریف را منتفی می سازد . شیعۀ امامیه نیز به پیروی از اهل بیت معتقدند که همواره قرآن از هرگونه تحریف ، مصون و محفوظ بوده است . در اینجا به ذکر یک نمونه از این روایات اکتفا می کنیم :

امام باقر علیه السلام در نامه ای به سعد الخیر چنین نگاشته اند : (( و یک نمونه از پشت سر افکندن قرآن ، ان بود که حروف و کلمات آن را ثابت نگاه داشتند ، ولی حدود و احکام آن را تحریف و تغییر دادند )) . در این روایت شریف ، از دستبرد به معانی و تفاسیر منحرف سخن به میان آمده است ؛ ولی الفاظ و عبارات قرآن همچنان دست نخورده شمرده شده است .


7 – نظر علمای بزرگ شیعه


علمای شیعه ، همواره قائل به تحریف نشدن قرآن بوده اند ؛ البته برخی اخباریون اِفراطی – که در زمرۀ شاخصین علمای شیعه قرار نگرفته اند – در این زمینه مطالبی را گفته اند که نباید به حساب عموم شیعه گذاشت . بی مناسبت نیست در اینجا کلامی از یکی از بزرگان علامای امامیه دربارۀ نفی تحریف قرآن اشاره کنیم :

شیخ المحدثین ، ابوجعفر ، محمدبن علی بن الحسین بن بابویه صدوق ( متوفای 381 ) در رسالۀ اعتقادات چنین می گوید : (( اعتقاد ما بر این است قرآنی که بر پیامبر اکرم صلوة الله علیه و آله نازل گردیده ، همین قرآن موجود است که در دست مردم قرار دارد با 114 سوره بی کم و کاست ؛ و هر کس به ما نسبت دهد که قرآن را بیش از این می دانیم ، دروغ گوست )).

ردّ اتهام ؛ بسیاری از بزرگان علمای اهل سنّت – که منصفانه مسألۀ تحریف را بررسی کرده اند – شیعهۀ امامیه را از تهمت قول به تحریف مبرّا دانسته اند . اولین کسی که شهادت به نزاهت موضع شیعه داده است ، ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری ( متوفی 324 ) – شیخ اشاعره و بنیانگذار مکتب اشعری – است که امروزه جهان تسنّن پیرو این مکتب هستند . وی در این زمینه چنین می گوید : (( شیعه امامیه دو دسته اند : یک دسته کوته نظرانِ ظاهر بین که فاقد اندیشه اند و در مسائل دینی دارای نظر و آرای عمیق نیستند . اینان قائل به تحیرف در جهت نقص برخی کلمات بوده اند و دلیل آنان روایاتی است که نزد محققین طائفه فاقد اعتبار است ؛ ولی همین دسته نسبت به زیادتی در قرآن به کلی منکرند و می گویند هرکز در قرآن زیادتی رخ نداده است . دستهۀ دوم ، محققیق و صاحبانِ نظر و اجتهادند که هر دو جهت زیادت و نقص را منکرند . آنان می گویند : قرآن همچنان که بر پیامبر اکرم صلة الله علیه و آله نازل شده ، تا کنون دست نخورده است و از گزند تحریف ، به طور مطلق ، در امان بوده است و زیادت ، نقص و تبدیل و تغییری در آن حاصل نشده است )) .

همچنین برخی دیگر از علمای بزرگ اهل سنّت همچون استاد محمد محمد مدنی و محمد عبدالله درّاز از موضع شیعه دفاع کرده و به طور کلی این نسبت را به شیعه ظالمانه دانسته اند .

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا