خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

سوگندهای قرآن بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 03-اردیبهشت-1393 -- تعداد بازدید : 2053 بار

 

سوگندهای قرآن

سوگند ، تاکیدی است که برای نشان دادن اهمیت مطلب به کار می رود ؛ البته کاربرد سوگنددر مواردی است که امر مهمی در میان بوده و به تاکید مُغَلَّظ نیاز باشد ؛ به گونه ای که ادوات ( ابزار خاص ) تاکید در رساندن شدت اهمیت آن کفایت نکند . در قرآن نیز طبق شیوه های کلام عرب از این روش استفاده شده است .

سوگند به چیزی یاد می شود که خود از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد ، به گونه ای که مورد توجه و عنایت شنوندگان قرار گیرد ؛ زیرا سوگند در حقیقت یک نوع تشبیه است ؛ یعنی همانگونه که (( مُقسَمٌ به )) ثابت ، استوار و پذیرفته شده است ، (( مُقسَمٌ علیه )) نیز ثابت ، استوار و مورد قبول همگان می باشد .

بنابراین سوگند نه تنها آمیخته ای از تاکید و تشبیه است ، بلکه اهمیت مُقسَمٌ به و مُقسَمٌ علیه را نیز می فهماند .

عناصر سوگند

عناصر تشکیل دهده ی قسم عبارتند از:

1 - مُقسَمٌ به :

آنچه به آن سوگند یاد می شود . مقسمٌ به در کلام انسانها ، ذات و صفات حق تعالی است و گاه جان یکدیگر را مورد قسم قرار می دهند ؛ مانند : ( به جان تو )  یا ( به جان خودم ) ؛ اما قسمی که آثار شرعی بر آن بار شود ، تنها قسم به ذات و صفات حق تعالی است .

2 - مُقسَمٌ علیه :

هر امر مهمی است که نیاز به تاکید مضاعف دارد و برای آن سوگند یاد می شود .

3 – حرف قسم :

ادوات قسم و ابزاری که بدان سوگند صورت می گیرد ؛ این ادوات در لغت عرب عبارتند از : باء ، واو ، تاء ، لام که باء با آنکه اصل حرف قسم است در قرآن نیامده است .

4 – حرف جواب قسم :

حروفی که بر سر جواب قسم در می آیند و مقسَمٌ علیه را مشخص می سازند ؛ این حروف عبارتند از : لام مفتوحه ، انّ مشدده مکسوره ، لا نافیه ، ما نافیه و اِن مخففه نافیه .

اقسام سوگند در قرآن

سوگندهای قرآن را می توان به سه دسته تقسیم کرد :


1 – سوگندهای صریح


سوگند صریح ، سوگندی است که عناصر تشکیل دهنده آن در جای خود و صریحاً ذکر شده اند ؛ یعنی ابتدا حرف قسم ، سپس مقسَمٌ به و بعد از آن مقسَمٌ علیه ذکر شده است . بیشتر سوگندهای قرآن را سوگندهای صریح تشکیل می دهد ؛ 81 مورد سوگند در 29 سوره های قرآن یاد شده است :

سوره قلم آیات 1و 2 :


ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ1ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ 


) نون. رمزی میان اللَّه و رسول اوست. این کتاب مرکب از همین حروف است اما بشر از معارضه آن ناتوان است. این کتاب دارای محکمات و این گونه متشابهات است. سوگند به لوح نورانی محفوظ ( که قلم بر وی بنگاشت ) ، و به دوات و هر جوهر مایع ( که قلم بدان بنویسد ) .




سوره یوسف آیه 73 :


قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَ ما کُنَّا سارِقينَ 


( برادران یوسف ) گفتند: به خدا سوگند شما نیک می دانید که ما نیامده ایم در روی زمین تبهکاری کنیم و ما هرگز دزد نبوده ایم. 


در آیه اول ، با حرف ((واو)) به قلم ، در آیه دوم ، با ((تاء)) به الله سوگند یاد شده است .


2 – سوگندهای منفی


سوگند منفی سوگندی است که همراه با حرف نفی آمده باشد ؛ مانند : سوره قیامت آیه 1 :


لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ 


سوگند به روز قیامت 


بیشتر مفسران بر آنند که حرف نفی ((لا)) در سوگندهای منفی ، زاید است و باید کلام را با فرض حذف ((لا)) معنا کرده ؛ مثلا معنای آیه 75 سوره واقعه :


فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ 


سوگند به جایگاه ستارگان ( و محل طلوع و غروب آنها ) ! 



فأُقسِمُ بِمَواقعِ االنجوم است و ((لا)) زایده موکّده است ؛ اما واقعیت این است که (( لا)) در این گونه سوگندها زاید نیست و خداوند برای بزرگ شمردن قسم ، سوگند یاد نمی کند ؛ مانند آیات 75 و 76 سوره واقعه :


فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ75وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظيمٌ 



76) و این سوگندی است بسیار بزرگ ، اگر بدانید!

 

 

بنابر ایت (( لا )) فقط جهت نفی قسم به (( مواقع النجوم : جایگاه ستارگان )) آمده است . مفهوم کلام این است که : بزرگ شمردن مسم به ( جایگاه ستارگان ) به وسیله سوگند خوردن به آن ، عین کوچک شمردن آن است ؛ یعنی جایگاه آن بالاتر از آن است که به آن قسم یاد شود ؛ لذا با (( لا )) سوگند را به شکل منفی می آورد و قسم را نفی می کند تا برتری جایگاه آن را بفهماند .

تعداد سوگندهای منفی در قرآن 15 مورد است – که در 6 سوره آمده است – و تمام آنها را در کتاب علوم قرآنی ذکر کرده ایم .


3 – سوگندهای تقدیری


قبل از ورود به بحث سوگندهای تقدیری ، لازم است با (( لام موطئه )) آَنا شویم . بنا به نوشته ابن هشام گاه بر سر حرف شرط ، لام می آید تا دلالت کند که جمله متاخر ، جواب قسم است و نه جزای شرط ؛ مانند : (( والله لَئِن أَتیتنی لاتینَّک )) ؛ به لامی که بر سر ((ان)) شرطیه آمده ، لام موطئه گویند و از آن جهت به آن (( موطئه )) ( به معنای مُمَهِّدَة) یا ((مُوذِنَة) ( به معنای مُشعِرَة) گویند که جواب را ( در این مثال : لاتینَّک ) برای قسم ( والله) آماده می کند تا با جواب شرط متشبه نشود .

گاهی این قسم – که قبل از حرف شرط است – در تقدیر می رود ؛ این تقدیر قسم در قرآن بسیار ؛ مانند :


سوره حشر آیه 12 :


لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ 


مسلّما اگر آنها ( کفار ) اخراج شوند اینان ( منافقان ) با آنها خارج نمی شوند ، و اگر با آنها جنگی درگرفت آنان را یاری نخواهند کرد و اگر ( فرضا ) یاری کنند پشت به آنها بگریزند ، سپس ( هیچ یک از آن دو گروه ) یاری نمی شوند. 


در هر سه جمله ، ( مقسم به )) ( والله ) قبل از (( لئن ... )) در تقدیر است ؛ به این گونه سوگندها سوگند تقدیری گویند . در قرآن شصت و یک مورد لام موطئه با تقدیر قسم آمده است ؛ مانند :

سوره توبه آیه 75 :


وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحينَ 


و از آنان کسانی هستند که با خداوند معاهده کردند که اگر از فضل خویش بر ما عطا کند حتما تصدّق می دهیم ( حق هر صاحب حقّی را می پردازیم ) و مسلّما از صالحان خواهیم بود. 


در این آیه ، نفس معاهده با عبارت (( لئن آتانا)) به تقدیر ((والله )) صورت گرفته است .

گاه نیز سوگند تقدیری بدون ((لام )) موطئه می آید ؛ مانند :

سوره انعام آیه 121 :


وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوکُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ 


و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده ، نخورید! این کار گناه است و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا می کنند ، تا با شما به مجادله برخیزند اگر از آنها اطاعت کنید ، شما هم مشرک خواهید بود!


تقدیر آیه این گونه است : (( والله لَئن أَطَعتُموهُم ... )) و جمله (( انَّکم لَمُشرکون )) جوال قسم ((والله )) است .

مواد سوگند در قرآن

همانگونه که متذکر شدیم ، باید آنچه که به آن سوگند یاد می شود ، امری ثابت و محکم باشد تا بتوان مقسم علیه را مورد تاکید مضاعف قرار دهد . مقسم به ، در کلام انسانها ، ذات و صفات خداوند ، مقدسات و احیاناً جان یکدیگر است . در قرآن کریم چیزهایی زیادی مورد سوگند قرار گرفته اند که در اینجا به طور مختصر به بیان آن می پردازیم :

مبدأ هستی

سوگند به ذات حق با دو عنوان در قرآن مطرح شده : ((الله )) و ((رب)) .

سوره انعام آیه 23 :


ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکينَ 


سپس عذر و پاسخشان ( در آخرت ) جز این نیست که خواهند گفت: به خداوند ، پروردگارمان سوگند که ما هرگز مشرک نبودیم.

 

قرآن ، شریعت حق و آورنده ی آن

سوره یس آیه 2 :


وَ الْقُرْآنِ الْحَکيمِ 


سوگند به این قرآن حکیم ( مستحکم در برابر آسیب باطل ، گویای به حکمت ، حاکم و داور میان حق و باطل ، و دارای معارف عقلی و شرایع آسمانی ) که ،

 

فرشتگان


سوگند به فرشتگان که مدبّر جهان هستی و در خدمت انسانند نیز در قرآن آمده است .

سوره ذاریات آیه 4 :


فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً 


پس ( سوگند ) به بادهای تقسیم کننده ابرها و باران ها ، و فرشتگان توزیع کننده ارواح بر جنین ها ، و حیات بر جاندارها و دانش بر مغزها ، و روزی بر روزی خواران.


اسنان و صفات درونی او


سوره شمس آیات 7و8 :


وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها7فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها 



8) پس بدکاری و پرهیزکاریش را به وی الهام نمود و او را بر عمل توانا ساخت. 


قیامت


سوگند به قیامت که پایان حیات مادی و آغاز حیات واقعی و سعادت ابدی است .

سوره بروج آیه 2 :


وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ 


و سوگند به روزی که وعده داده شده ( روز قیامت ) .


پدیده های جهان هستی


آسمان ، زمین ، ستارگان ، توالی شبانه روز ، ماو خورشید ، ابر ، باد ، دریا و هر چه پیدا و پنهان است .

سوره طارق آیه 1 :

 

وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ 


سوگند به آسمان و آن آینده شب. 


سوره شمس آیه 6 :

 

وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها 


و سوگند به این زمین و به آن ( ذات قادری ) که آن را بگسترد.

 

امکان مقدسه

کوه طور ، بیت معمور ، قدس ، بلد امین .


سوره طور آیه 4 :

وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ 


و ( سوگند ) به آن خانه آباد ( کعبه آباد از زائران ، خانه آسمانی آباد از فرشتگان ، و قلب مخلصان آباد از ایمان ) .


سوره تین آیات  1 الی 3 :


وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ1وَ طُورِ سينينَ2وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمينِ

3) و سوگند به این شهر امن ( مکّه معظّمه که از نظر قانون آسمانی مصون است ) .



منبع : علوم قرآنی(آیت الله معرفت)
بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا