خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

مروری بر زندگانی سید رضیبازگشت به زندگینامه
ثبت شده در تاریخ 22-اسفند-1392 -- تعداد بازدید : 1348 بار

مروری بر زندگانی سید رضی (ره)

عصر طلایی تمدن اسلامی

قرن چهارم هجری را باید «عصر طلایی تاریخ تمدن اسلامی» نامید؛ عصری كه با وضع جدید سیاسی اجتماعی در زمان خلفای عباسی و قدرت یافتن جریان‎های شیعی دیلمیان و آل بویه و تضارب افكار و اندیشه‎های سیاسی و اجتماعی، اوضاع جدیدی برای ارائه آثار و اندیشه‎ها فراهم شد؛ عصری كه در مركز خلافت اسلامی «بغداد» اندیشمندان بزرگ ـ اعم از شیعی و سنّی و زیدی و اسماعیلی و حتی متفكران اقوام و ملل مختلف غیر مسلمان ـ در زمینه‎های مختلف علوم و فنون به عرضه دیدگاهها و نظریات خود پرداختند و آثار بدیعی را پدید آوردند و برای آیندگان به یادگار نهادند. مرحوم سید رضی در چنین عصری به دنیا آمد.
زادگاه و خانواده
نام سید رضی «محمد» كنیه‎اش «ابوالحسن» ملقبت به «سید رضی» یا «شریف رضی» بود كه در سال 359 ق. در بغداد به دنیا آمد و در سال 406 ق. در سن 47 سالگی از دنیا رحلت فرمود.
خاندان سید رضی یكی از خاندان‎های بزرگ علمی و دینی و پارسای شیعه امامیّه است كه نسبش به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ و فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ می‎رسد.
وی از جانب پدر با پنج واسطه به حضرت موسی بن جعفر امام هفتم ـ علیه السّلام ـ می‎رسد به همین جهت او را موسوی نیز می‎خوانند و از جانب مادر به امام حسین ـ علیه السّلام ـ منتسب می‎شود از این رو او را «ذو الحسبین» نیز می‎گویند، كه خود در جاهای مختلف از جمله در اشعار خود به اجداد و به حسب و نسب خویش افتخار می‎كند.
پدر...
پدر سید رضی «حسین بن احمد» معروف به «طاهر ذوالمناقب» شخصیّتی بزرگ داشت و مردی بلند آوازه بود و به عنوا نامی‎ترین شخصیّت علوی بارها به منصب «نقابت» (سرپرستی علومیان و سادات) دودمان ابوطالب در بغداد منصوب شد. عضد الدوله دیلمی هنگامی كه وارد بغداد شد، چون نفوذ او را در میان شیعیان دید از وی ترسید از این رو دستگیرش كرد و به قلعه فارس (شیراز) فرستاد و در آنجا به زندان افكند.
حسین ابن احمد كه به «ابو احمد» مكنّا بود هفت سال، یعنی تا پایان عمر عضدالدوله در زندان ماند، تا اینكه پس از مرگ او، فرزندش «شرف الدوله» ـ كه حاكم كرمان بود ـ در راه سفر به بغداد، ابو احمد را از زندان آزاد كرد و با خود به بغداد برد.[1]
سید رضی پدرش را بسیار دوست می‎داشت، در مدت هفت سالی كه پدرش در زندان بود، در فراق وی آرام نداشت. او ـ كه در آن ایام چهارده سال بیشتر نداشت ـ قصیده‎ای غرّا در هجران پدر سرود و برای وی به زندان شیراز فرستاد؛ قصیده‎ای كه دل هر خواننده‎ای را می‎لرزاند و هر چشمی را می‎گریاند.
ابوالفرج ابن جوزی در تاریخ خود، به هنگام نقل حوادث سال 369 ق. می‎نویسد: ازحوادث این سال بازداشت شریف ابو احمد حسین بن موسی، در ماه صفر است او را به اتهام واهی دستگیر كردند.[2]
ابو احمد در اواخر عمر نابینا شد و در سن 97 سالگی دار فانی را وداع گفت.
مادر...
مادر سید رضی بانویی علوی و همنام جدّه‎اش فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و بانویی با شخصیت، دانشمند و بافضیلت بود.
گویند: شیخ مفید، سرآمد فقهای شیعه كتاب «احكام النساء» را برای او تألیف كرده است. ایشان در مقدمه این كتاب می‎نویسد:
من از سیده جلیله فاضله ـ ادام الله اعزازها ـ اطلاع یافتم كه مایل به تدوین كتابی هستند مشتمل بر همه احكامی كه مكلفین محتاج به آن هستند، و مخصوصاً زنان باید از آن آگاه باشند. او ـ ادام الله توفیقها ـ علاقه خود را برای تألیف این كتاب به من اطلاع داده است... .[3]
ابن ابی الحدید در مقدمه شرح نهج البلاغه خویش در ارتباط با عظمت و مقام رفیع این بانوی فاضل و دو فرزند برومند و شایسته‎اش، محمد و علی ـ كه بعداً به «سید رضی» و «سعید مرتضی» شهرت یافتند ـ به نقل از دانشمند و فقیه مشهور شیعه سید فخّار موسوی حلّی می‎نویسد:
«شبی شیخ مفید در خواب دیدند: حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ،‌دختر گرامی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، دست امام حسن و امام حسین را گرفته نزد وی آوردند و پس از سلام به شیخ فرمودند: این دو پسر من هستند به آنها علم فقه و احكام دین بیاموز!
شیخ مفید پس از بیداری در شگفتی ماند كه این چه خوابی بود! فردای آن شب كه شیخ مفید طبق معمول در «مسجد براثا» واقع درمحلّه شیعه نشین كرخ بغداد نشسته بودند و شروع به تدریس نمودند، ناگهان دیدند، بانویی با كمال وقار، در حالی كه دست دو كودك خود را در دست دارد وارد شد و به شیخ سلام كرد و گفت: من همسر طاهر ذوالمناقب هستم، و این دو كودك فرزند من هستند، آنها را نزد شما آورده‎ام تا علم فقه و احكام دینی را به آنها بیاموزی! شیخ بزرگوار و مرجع عالی‎قدر شیعه از آن خواب و این تعبیر در شگفت ماند و در دم گریست.
سپس به احترام آن بانوی بزرگوار و آن دو كودك پاك سرشت، شیخ از جای برخاست و به مادرشان سلام كرد و خواب خود را برای آنها نقل نمود. آن‎گاه با كمال اشتیاق تعلیم و تربیت آنها را به عهده گرفته و در ارتقای آنها به مدارج عالی علمی و عملی همت گماشت، تا آنكه آن دو برادر از نوابغ بزرگ و علمای نامدار عصر شدند.[4]
این بانوی با فضیلت و فداكار در وضعیتی كه پدر خانواده به مشاغل اجتماعی داشت و بعدكه در زندان و تبعید گرفتار بود، به سرپرستی و تربیت این دو فرزند شایسته با نظری بلند و همتی عالی همت گماشت و برای رشد و شكوفایی استعدادهای آنان از هیچ كوششی فروگذار نكرد از این رو، طبیعی است كه سید رضی(ره) مادر خود را بسیار دوست داشته باشد، و پس از فوت مادر برای وی مرثیه سرایی كند. سید رضی در رثای مادر خویش مرثیه‎ای تاریخی سروده كه بیش از آنكه نوحه‎گری در فقدان مادر باشد، خصلت‎های نیك و صفات ارزشمند و برجسته وی را در آن برشمرده است؛ بیتی از آن قصیده بدین شكل است:
«لوكان مثلك كلّ امّ برّه غنی البنون بها عن الآباء؛
اگر همه مادران چون تو نیكوكار بودند ـ فرزندان از پدران بی‎نیاز می‎شدند.»
این بانوی بزرگوار در ذوالحجّه سال 385 ق. از دنیا رفت، زمانی كه از عمر سید رضی 26 سال بیشتر نگذشته بود.
برادر...
علی، علم الهدی، ملقب به «سید مرتضی» برادر بزرگ سید رضی كه چهار سال از او بزرگ‎تر بود، یكی از افتخارات جهان تشیع واز فقیهان برجسته قرن چهارم هجری است. نجاشی معاصر وی (متوفا به سال 450 قمری) ـ كه هم عصر سید مرتضی است و هر دو نزد شیخ مفید درس می‎خوانده‎اند ـ درباره وی می‎نویسد:
علومی را فراگرفت كه هیچ كس در زمان وی به پایه او نرسید؛ احادیث بسیاری از استادان فن استماع نمود. عالم، متكلم، ادیب و شاعر بود و در علم دین و دنیا جایگاهی بس بزرگ داشت و كتاب‎ها تصنیف كرد... در سال 436 ق. وفات یافت و فرزندش بر او نماز گذارد و در خانه‎اش دفن شد، من و شریف ابویعلی جعفری و سالار بن عبد العزیز او را غسل دادیم.[5]
شاگرد عالی‎قدرش شیخ طوسی، (متوفا به سال 460 ق) پس از ذكر نام و نسب و اجداد وی، می‎نویسد:
كنیه‎اش «ابوالقاسم» و لقبش «علم الهدی» و «الاجل المرتضی» است. در علوم بسیاری یگانه روزگار بود. تمام دانشمندان درباره فضل او اتفاق دارند در دانش‎هایی مانند علم كلام و فقه و اصول و ادب و نحو و شعر و معانی و لغت و جز آن بر همه كس تقدم داشت. دیوان شعری دارد كه مشتمل بر بیست هزار بیت است.[6]
جایگاه علمی و اساتید
چنانكه یادآور شدیم، سید رضی هماره با برادر بزرگش سید مرتضی از خردسالی به فراگیری علوم و فنون متداول عصر پرداخت. علم نحو و دستور زبان عربی را نزد «سیرافی»، علم فقه و احكام دینی را نزد «شیخ مفید»، علم حدیث را نزد «محمد بن عمران مرزبانی» و «ابوموسی تلّعُكبری»و ابوابی از فقه را نزد «محمد بن خوارزمی» آموخت؛ چنانكه علم قرائت قرآن را با همه روایاتش نزد «ابوحفص، عمر بن ابراهیم كنانی» و شرح اصول خمسه را نزد «قاضی عبدالجبار معتزلی» ـ كه هر یك در رشته خود از سرآمد اساتید فن بودند ـ فرا گرفت.
همان طور كه در پاره‎ای از علوم ادبی را از «ابوالفتوح ابن جنّی» (نحوی معروف) و قسمتی از فنون بلاغت و آیین سخنوری را از «ابن نباته» خطیب بهره برد.
سید رضی (ره) از هفده سالگی به تدریس و تألبیف علومی كه آموخته بود پرداخت. وی، در فراگیری علوم و فنون بسیار حریص بود و از هر كس كه می‎توانست بهره‎مند شود، خودداری نمی‎كرد و در این خصوص میان شیعه وسنی و مسلمان و كافر فرق نمی‎گذاشت.
سعه صدر و آزاد اندیشی
یكی از ویژگی‎های سید رضی كه از میان دیگر صفات برجسته او ستودنی است، سعه صدر و آزاد اندیشی اوست. وی با اینكه یكی از بزرگان و علمای نامدار شیعه و از متعبّدترین و محكم‎ترین افراد به مذهب و مرام اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به شمار می‎آمد، در عین حال در زمان خود با دانشمندان و شعرا و علمای مذاهب مختلف و ادیان متفاوت مراوده و مذاكره داشت و با احترام بزرگی از آنان یاد می‎كرد. یكی از دوستان بسیار صمیمی سید رضی، «ابو اسحاق صابی» (منشی آل بویه در بغداد) بود. ابو اسحاق از فرقه «صابئین» (یعنی ستاره‎پرست9 بود، اما به عقاید مسلمانان احترام فراوان می‎گذاشت و در نوشته‎های خود از آیات قرآن بهره‎ می‎برد و حتی در ماه رمضان با گرفتن روزه با مسلمانان همراهی می‎نمود.
[1] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 31.
[2] . منتظم ابن جوزی، ج 7، ص 98، استاد حجت الاسلام والمسلمین علی دوانی در مقاله خود «سید رضی مؤلف نهج البلاغه» پس از نقل كلام ابن جوزی می‎نویسد: باید دانست با اینكه عضد الدوله شیعه ـ شیعه زیدی یا امامی ـ بود و می‎بایست با بزرگان شیعه همراهی و مدارا می‎كرد، دست به چنین جنایتی زد! او و دیگر سلاطین و خلفا و امرا و سیاستمداران، مصلحت كار خود را بر هر مصلحتی مقدم می‎داشتند، چرا كه از قدیم گفته‎اند: « الملك عقیم». نهج البلاغه و گردآورنده آن، بنیاد نهج البلاغه، ص 20.
[3] . مستدرك الوسائل، ج 3، ص 516.
[4] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 41.
[5] . رجال نجاشی، ص 192.
[6] . ر.ك: نهج البلاغه و گردآورنده آن، ص 30 ـ 34. در این كتاب نظر برخی از بزرگان درباره سید مرتضی (ره) آورده شده است.
بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا