خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

نکاتی در خصوص نوروز بازگشت به تحقیقات دینی
ثبت شده در تاریخ 22-اسفند-1393 -- تعداد بازدید : 2018 بار


نگاهی تاریخی به نوروز :


استادیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی بیان کرد: آریایی‌ها برگزاری جشن‌های کشاورزی را از جمله آغاز فصل کار و تلاش کشاورزان و پایان فصل کشاورزی از بابلی‌ها آموختند؛ اما به‌صورت دقیق آن را تقلید نکردند، بلکه با آداب، افکار و مذهب خودشان آن را آمیختند. در این راستا بود که مراسم نوروز و مراسم اختتامیه‌ی فصل کشاورزی (مهرگان) به ‌وجود آمد.

وی نوروز را جشنی 30 روزه دانست و گفت: هر پنج روز از این 30 روز به نام یک خدا نام‌گذاری شده بود و در آن روزها، مراسم مربوط به نیایش همان خدا انجام می‌شد. هرچند بعدها این خدایان آریایی در دین زرتشتی از مقام خدایی تنزل کردند، زیرا زرتشت فقط یک خدا را قبول داشت و دیگر خدایان آریایی را در حکم دستیاران همان خدای بزرگ، یعنی اهورامزدا قرار داد که به آن‌ها امشاسپندان می‌گفتند.


منبع 


عيد نوروز از زمانهاي قديم يكي از دو عيد بزرگ ايرانيان بوده است، عيد ديگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است. امروزه عيد مهرگان از اهميت چنداني برخوردار نيست. نوروز در روزگار «جمشيد» چهارمين پادشاه دوره پيشدادي پديد آمد و در پادشاهي او به صورت آئين درآمد. مسعودي در التنيه و الاشراف آورده است:


هرمز در روز نخست ماه فروردين به مظالم (دادگري) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام كرد و سنت گشت. 

فردوسي در داستان پديد آمدن نوروز نقل ميكند كه؛ وقتي جمشيد از كارهاي كشوري بياسود بر تخت كياني نشست و همه بزرگان لشكري و كشوري بر گرد تخت او فراهم آمدند ... جمشيد آن روز را كه نخستين روز از فروردين و آغاز سال بود، نوروز ناميد و جشن گرفت به جمشيد گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند.


چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار


نگاهی به سفره هفت سین :


گزینه‌های هفت سین باید دارای پنج ویژگی باشد:


نام آنها پارسی باشد


با واژه " سین" آغاز شوند


دارای ریشه گیاهی باشند


 خوردنی باشند


 نام آنها از واژه‌های ترکیبی (مانند سبزی پلو، سیر ترشی و ...) ساخته نشده باشند


با توجه به نکات بالا : خوان هفت سین پارسی با سیب، سیر، سماک(سماق به عبارتی سماغ)، سرکه، سمنو، سبزی یا سبزه سبزی خوردنی، چراکه سبز کردن میلیون ها تن گندم یا دیگر حبوبات و بیرون ریختن آن کمی دور از اندیشه مردمان ایران زمین است چیده می‌شود
پس می‌توان گفت : 


گذاردن سنبل، سکه و سماور که نه خوراکی هستند و نه پارسی، هیچ حقیقت هفت سینی ندارند. و نیز گزینه‌هایی چون؛ سوزن، سنجاق، ساعت ماهی قرمز نیز که سمبل عید کشور چین و چینی‌هاست که به خوان هفت سین نوروزی ایرانی ها وارد شده است. غافل از اینکه در عید چینی ها ماهی قرمز را رها می‌کنند تا زندگی جریان یابد و لی ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین کرده و تا رسیدن مرگ آنها نگهداری می‌کنیم بنا به روایتی هفت "سین" نخستین بار هفت "شین" بود. گزینه‌های هفت‌"شین"، از شهد (شیره درختان)، شیر، شراب، شکر، شمع، شمشاد و شابه (میوه خصوصا سیب) بود.اما بعد از حضور اسلام بعلت  ممنوعیت مصرف شراب این هفت "شین" تبدیل به هفت "سین" شد.


به روایتی" سین"، واژه اول نام هفت فرشته باستانی پارسی است. همه آنها دارای ویژگی های خاص و نیکو بودند.


 منبع

اسلام و نوروز


در خصوص نوروز و نكو داشت آن در اسلام، روايات مختلف موجود میباشد. هر چند بيشتر روايات دلالت بر اين دارند كه اسلام آن را به عنوان روزي مهم، مورد تأييد قرار داده است. در روايتي که مُعلّي بن خنيس از امام صادق(ع) روايت كرده، حضرت بزرگداشت اين روز را به خاطر وقايعي ميداند كه در اين روز اتفاق افتاده است. ابن فهد حلي مينويسد :
روز نوروز روزي جليل القدر است... به اين روز عباداتي تعلق دارد كه مطلوب شارع است .


علامه مجلسي پس از نقل روايات فراواني در خصوص نوروز و اهميت اين روز، در روايتي مخالف با روايات سابق مينويسد: امام موسي بن جعفر(ع) خطاب به منصور دوانيقي فرمودند:


«من روايات رسول خدا(ص) را جستجو كرده ام اما براي اين عيد روايتي نيافتم. اين روز سنت ايرانيان است كه اسلام آن را محو كرده است و پناه بر خدا كه ما بخواهيم آن را احيا كنيم


علامه مجلسي سپس مينويسد: 


اخبار معلي بن خنيس از جهت سند قويتر از اين روايت هستند و بين اصحاب شهرت بيشتري دارند
در تعالیم اسلام نکتهاى وجود دارد که خوب است به آن توجّه کنیم. اسلام با سنّتهایى که از قبل از اسلام باقى مانده است، دو نوع رفتار مىکند. اوّلاً بعضى سنّتهاى غلط را به کلّى از بین میبرد و نابود میکند؛ چون سنّتهاى درستى نیست. مثل اینکه عربها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمیداشتند، یا بیشترِ ملتهاى غیرمسلمان، جنس زن را تحقیر و اهانت میکردند! اسلام این سنّت را به کلّى از بین برد؛ چون به کلّى غلط بود.


ثانیاً اسلام بعضى از سنّتها را از بین نبرده است. کالبد سنّت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض کرده است؛ مثل بسیارى از اعمال و مراسم حج. این طوافى را که ملاحظه میکنید، قبل از اسلام هم بود؛ منتها محتواى طواف، محتواى شرک بود! اسلام آمد و این عمل را از محتواى شرک آلود، خالى و از محتواى توحید پُر کرد. طواف در آن زمان، مظهر گرایش انسان به الهه و اربابِ ادّعایى و پندارى بود؛ آن را تغییر داد و مظهر ارادت انسان به مرکز عالم وجود - یعنى حضرت حق متعال و وجود مقدّس پروردگار - قرار داد. ظاهر را نگه داشت و باطن را عوض کرد.

اسلام در بسیارى از مواقع، با سنّتها این کار را میکند. مردم ما عینِ همین کار را با نوروز کردند؛ نوروز را نگه داشتند و محتواى آن را عوض کردند. نوروز در ایران، جشنى در خدمت حکومتهاى استبدادىِ قبل از اسلام بود! به همین خاطر است که «نوروز باستانى»، «نوروز باستانى» میگویند! «نوروز»اش خوب است، ولى «باستانى»اش بد است! «باستانى» یعنى اینکه همه ى این جشنهاى دوره ى سال - مثل جشن نوروز، یا جشن «مهرگان»، یا جشنهاى دیگرى نظیر «خردادگان»، «مردادگان» و جشنهاى گوناگونى که قبل از اسلام بوده است - در خدمت حکومتهاى استبدادى و سلطنتهاى پوسیده ى دوران جاهلیت ایران بود! محتواى نوروز، محتواى مردمى و خدایى نبود؛ توجّه و ارادت به حضرت حق در آن نبود؛ جهات عاطفى و انسانى و مردمى در نوروز نبود! ملت ایران نوروز را نگه داشتند؛ اما محتواى آن را عوض کردند. این محتواى امروز نوروز ایرانى، غیر از محتواى باستانى است


منبع


بیانات مقام معظم رهبری در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (علیه السلام)


نوروز، یعنی روز نو. در روایات ما - بخصوص همان روایت معروفِ «معلّی ‏بن ‏خنیس» - به این نکته توجّه شده است. معلّی‏ بن‏ خنیس که یکی از رُوات برجسته اصحاب است و به نظر ما «ثقه» است، جزو شخصیتهای برجسته و صاحب راز خاندان پیغمبر محسوب می‏شود. او در کنار امام صادق علیه الصّلاة والسّلام زندگی خود را گذرانده و بعد هم به شهادت رسیده است. معلّی‏ بن‏ خنیس - با این خصوصیات - خدمت حضرت می‏رود؛اتفاقاً روز «نوروز» بوده است - در تعبیرات عربی، «نوروز» را تعریب می‏کنند و «نیروز» می‏گویند حضرت به او می‏فرمایند : «أتدری 

ماالنیروز؟» آیا می‏دانی نوروز چیست؟

بعضی خیال می‏کنند که حضرت در این روایت، تاریخ بیان کرده است! که در این روز، هبوط آدم اتّفاق افتاد، قضیه نوح اتّفاق افتاد، ولایت 

امیرالمؤمنین علیه السّلام اتّفاق افتاد و چه و چه. برداشت من از این روایت، این نیست. من این طور می‏فهمم که حضرت، «روز نو» را معنا می‏کنند. منظور این است: امروز را که مردم، «نوروز» گذاشته‏اند، یعنی روزِ نو! روزِ نو یعنی چه؟ همه روزهای خدا مثل هم است؛ کدام روز می‏تواند «نو» باشد؟

شرط دارد. روزی که در آن اتّفاق بزرگی افتاده باشد، نوروز است. روزی که شما در آن بتوانید اتّفاق بزرگی را محقَّق کنید، نوروز است. بعد، خود حضرت مثال می‏زنند و می‏فرمایند: آن روزی که جناب آدم و حوّا، پا بر روی زمین گذاشتند، نوروز بود؛ برای بنی آدم و نوع بشر، روز نویی بود. روزی که حضرت نوح - بعد از توفان عالمگیر - کشتی خود را به ساحل نجات رساند، «نوروز» است؛ روز نویی است و داستان تازه‏ای در زندگی بشر آغاز شده است. روزی که قرآن بر پیغمبر نازل شد، روز نویی برای بشریت است - حقیقت قضیه همین است؛ روزی که قرآن برای بشر نازل می‏شود، مقطعی در تاریخ است که برای انسانها روز نو است - روزی هم که امیرالمؤمنین علیه‏السّلام به ولایت انتخاب شد، روز نو است.

اینها همه، «نوروز» است؛ چه از لحاظ تاریخ شمسی، با اوّلِ ماه «حَمَل» مطابق باشد یا نباشد. این نیست که حضرت بخواهند بفرمایند که این قضایا، روز اوّلِ «حَمَل» - روز اوّلِ فروردین - اتّفاق افتاده است؛ نخیر. بحث این است که هر روزی که این طور خصوصیاتی در آن اتّفاق بیفتد، روز نو و «نوروز» است؛ چه اوّل فروردین، چه هر روز دیگری از اوقات سال باشد.


خوب؛ من حالا به شما عرض می‏کنم. روزی که انقلاب پیروز شد «نوروز» است، روز نویی بود. روزی که امام وارد این کشور شد، برای ما نوروز بود. روز فتوحات عظیم این جوانان مؤمن و این ایثارگران ما در جبهه نبرد - علیه نظامیانی که از «ناتو» و «ورشو» و امریکا و شوروی و خیلی از مراکز دیگرِ قدرت تغذیه می‏شدند - روز پیروزی جوانان ما - با ایمانشان - بر آنها «نوروز» است؛ روز نو است.


حال اگر شما می‏خواهید روز اوّلِ فروردین را هم برای خودتان روز «نو» و نوروز قرار دهید، شرط دارد. شرطش این است که کاری کنید و حرکتی انجام دهید؛ حادثه‏ای بیافرینید. آن حادثه در کجاست؟ در درون خود شما! «یا مقلّب القلوب والابصار. یا مدبّراللیل والنّهار. یا محوّل الحول والاحوال. حوّل حالنا الی احسن الحال». اگر حال خود را عوض کردید، اگر توانستید گوهر انسانی خود را درخشانتر کنید، حقیقتاً برای شما «نوروز» است! اگر توانستید پیام انقلاب، پیام پیامبران، پیام امام بزرگوار و پیام خونهای مطهّرِ بهترین جوانان این ملت را - که در این راه ریخته شده است - به دل خودتان منتقل کنید، برای شما «نوروز» است.


عزیزان من! سعی کنید روز اوّل فروردین را برای خودتان «نوروز» کنید. بعضی کسان روز اوّلِ فروردینشان «نوروز» نیست. ممکن است اوّل فروردین برای آنها از هر روز نحسی هم نحستر باشد! اوّل فروردین - «نوروز» - برای آنهایی که در درون خود، به فساد و انحطاط گرایش پیدا می‏کنند، آنهایی که خود را از خدا دور می‏کنند، آنهایی که خود را از هدفهای بلند این ملت و این انقلاب جدا می‏کنند، نوروز نیست، روز عید نیست، روز جشن و روز شادی نیست؛ شوم است! این، آن حقیقت مسأله در باب نوروز است.


پس «نوروز» به طور خلاصه خوب است. اوّلِ سال هجری شمسی است، روز نو، اوّلِ بهار، اوّلِ رویش و جوشش طبیعت و اوّلِ شروع زیباییها در عالم طبیعت است. این را برای خودتان هم اوّلِ بالندگی و جوشش و اوّلِ بروز زیباییها قرار دهید و برای خودتان «روز نو» کنید


منبع 

 

 

 

 

 

 

 

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا