خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

نکاتی در خصوص معراج پیامبرعارف به الله علامه رفیعی 8بازگشت به برگزیده از کتاب
ثبت شده در تاریخ 04-اردیبهشت-1392 -- تعداد بازدید : 1283 بار

شرح برخی از نکات در خصوص معراج پیامبر استاد عارف به الله علامه رفیعی
 ((فصل هشتم))

فی الکافی ، عن مولانا الصادق – علیه اسلام – انّه سُئل : (( کم عرج رسول الله – صلی الله علیه و آله – :

فقال : مرتّین ، فأوقفه جبرئیل موقفا ، فقال له مکانک یا محمّأ ، فقد وقفت موقفاً ، ما وقفه ملک ولا نبیّ ، أنّ ربّک یصلّی ، فقال یا جبرئیل و کیف یصلّی ، قال : یقول سبّوح قدّوس ، انا ربّ الملائکة و الرّوح ، سبقت رحمتی غضبی ، فقال : أللهم غفوک عفوک .
ثمّ قال الصادق – علیه السلام – فقال الله : یا محمد قال : لبیک ربّی ، قال من لامّتک من بعدک
قال : الله اعلم ، قال علی بن ابی طالب امیر المؤمنین ، و سید المسلمین و قائد الغرّ المحجّلین .
قال الصادق – علیه السلام – و الله ما حادث ولایة علی من الأرض ، ولکن حادث من السّماء مشافهةً .
در این چند مطلب  است :

اول آنکه : تعدد معراج ، که ظاهر خبر می رساند ، برای چیست ؟ گویا برای این است که دفعه ی اول به عنوان دعوت الهی و ضیافت بوده است ؛ و دفعه ی دوم برای انجام وظیفه ی عبودیّت و امتثال . فانظر إلی آثار رحمت الله ، و سایر آیات آمره ، به مشاهده و نظر کردن در مظاهر علم و قدرت الهی بوده است .

دوم آنکه : موقف خاصّی که جبرئیل امر به توقّف نمود ، مقامی است فوق مقام عقل ، که آن مقام وله و هَیّمان است ، که مرتبه ی محبّت کامله است ، و ارتباط این امر به قول جبرئیل : (( انّ ربّک یصلّی )) برای این است که ؛ مراد از صلات الهی اظهار عظمت و مجد خداوند است به لسان خود ؛ چنانکه صلات بنده اظهار بزرگی و عظمت خداست به لسان بنده ، و شاهد بر این ذکر خاصّ ، سبّوح قدّوس ربّ الملائکة و الرّوح می باشد ، که تسبیح ، تنزیه از نقص ، و تقدیس ، تنزیه از وصف است و ربّ ملائکه و روح بودن ، مستلزم ربوبیّت بر جمیع خلایق است و جناب جبرئیل ، چون عقل محض است ؛ دانست که چگونه اله خود را به بزرگی بستاید .

قال شیخ الرئیس فی (( نمط العارفین )) من الاشارات : (( العارف صفّاح و کیف لا ، و نفسه أکبر من ان یخرجها وله تبرّد )) .
أقول : وحینئذ فتوصیفه تعالی نفسه باکبر ، یقتضی الصّفح با الطّریق الاولی ، الهم الّا أن یکون الصّفح فی مورد قبیحاً عقلاً ، کما فی الظّالمین علی آل محمد – صلّی الله علیه و آله – ثمّ إنّ العصیان متناه ، لانّه من عالم الإمکان و العفو غیر متناه ، لانّه فی صقع الوجوب ؛ و تحت هذا سرّ فافهم : (( عفو خدا بیشتر از جرم ماست )) .
نکته ی سر بسته :

موقع درخواست ، خصوصاً با جمله ی : (( سبقت رحمتی غضبی )) حضرت را متوجه به موقعیّت نمود و حضرت در نهایت بصیرت و هوشیاری ، اهمّ امور را تقاضا کرد که عفو الهی از آن جمله می باشد .
سوم آنکه : سبقت رحمت بر غضب ، یعنی تقدّم ذاتی رحمت بر غضب ، به دو وجه است :
اول آنکه : رحمت بالذّات است ، و غضب بالعرض است ؛ یعنی رحمت از خود ذات است ، و غضب ناشی از افعال عباد است .
دوم آنکه : عین غضب ، از برکت سریان وجود موجود است ، که وجود عین رحمت است .
چهارم آنکه : من لامّتک بعدک ، زیرا که خداوند بدون رسول محال عقلی است ؛ همچنین رسول بدون وصیّ هم عقلاً محال است ، پس در زمان حیات باید فکری کرد و اینکه فرمود : (( الله اعلم )) ادب کرد ، زیرا که در واقع علی – علیه السلام – متعیّن بود در علم خدا و رسول خدا ، و علاوه بر این اشاره بود ، به علم عنائی الهی ، که علم به اشیاء است ، بما فیها من المصالح الکامنه ، و تطوّر قطع این علم ، متعلّق به خلافت علی – علیه السلام – بوده ؛ این بود که : این معنی به لسان الهی آشکار شد ، که فرمود علی بن ابی طالب ، امیر المؤمنین – علیه السلام – إلی آخره .
و فی کشف الغمّة عن النبی – صلی الله علیه و آله – بلغة علیّ بن ابی طالب – علیه السلام – فالهمُت ان قلت خاطبتنی یا ربّ ام علیّ – علی السلام – فقال یا أحمد : أنا شئ لا کالاشیاء و لا اقاسُ بالناس ، خلقتک من نوری و خلقت علیّاً من نورک ، فاطّلعت علی سرائر قلبک ، فلم اجد إلی قلبک احبّ من علی بن ابی طالب ، فخاطبتک بلسانه کما یطمئنّ به قلبک .


فصل اول             فصل دوم               فصل سوم                 فصل چهارم                   فصل پنجم

                فصل ششم                فصل هفتم                    فصل هشتم                         فصل نهم


بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا