خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

پدیده قمر در عقرب چیست ؟بازگشت به گوناگون
ثبت شده در تاریخ 28-خرداد-1392 -- تعداد بازدید : 1388 بار
پديده قمر در عقرب چيست؟ ديدگاه اسلام و ائمه(ع)؟ تا چه حد بر زندگي و ازدواج، تجارت، سفر، نطفه تأثيرگذاره؟ ايام نحس ماه هاي قمري؟

1. عقرب يكي از برجها(صورتهاي فلكي) دوازده گانه منطقة البروج است. و منطقة البروج نواري (كمربندي)دايره شكل در آسمان است كه در راستاي خط استوار قرار گرفته و محل حركت نزولي و صعودي ماه و خورشيد است. خورشيد در كوتاهترين روز زمستان ، نزديكترين مدار نسبت به افق جنوب را طي مي كند لذا در اين روز ، اشياء روي زمين ، بلندترين سايه را دارند. همچنين در بلندترين روز تابستان ، خورشيد دورترين مدار نسبت به افق جنوب را مي پيمايد. در بقيه روزهاي سال ، مدار خورشيد بين اين دو مدار قرار دارد. بنا بر اين ، حركت ظاهري خورشيد در فصول مختلف ، روي يك نوار فرضي بر طاق آسمان است. اين نوار فرضي را منطقة البروج مي نامند. در طول اين نوار فرضي ، دوازده صورت فلكي قرار گرفته است كه هر كدام آنها را يك برج مي نامند. خورشيد در هر ماه شمسي در مقابل يكي از اين برجها قرار مي گيرد ؛ لذا هر ماه شمسي با يكي از اين برجها نامگذاري مي شود. اسامي اين برجها به ترتيب چنين است: حمل‚ ثور‚ جوزا‚ سرطان‚ اسد‚ سنبله‚ ميزان‚ عقرب‚قوس‚ جدي‚ دلوحوت. در حقيقت منطقة البروج نمود ظاهري دو حركت زمين است . حركت انتقالي زمين به دور خورشيد و حركت زاويه اي زمين. كه اوّلي پديد آورنده سال و دومي پديد آورنده فصول است.(توضيح مفصّل مطلب را در كتب نجومي و كتب هيئت ملاحظه فرماييد.)

بنا بر آنچه گفته شد پديد قمر در عقرب زماني رخ مي دهد كه از نگاه اهل زمين كره ماه بر روي صورت فلكي عقرب قرار مي گيرد. تقويمهاي ويژه اي وجود دارند كه مواقع قمر درعقرب را مشخص نموده اند. ديگر سيارات قابل رويت با چشم غير مصلّح نيز بر روي اين صور فلكي قرار مي گيرند ؛ كه در اين حالت از تعابيري چون زحل در عقرب ، مشتري در عقرب و ... استفاده مي شود.

2. آيا علم نجوم(علم احكام نجوم) صحّت دارد؟
از روايات اهل بيت(ع) چنين استفاده مي شود كه علم احكام نجوم علمي الهي است كه توسط فرشتگان و انبياء(ع) به بشر تعليم داده شده است ؛ ولي كساني كه به آن احاطه داشته باشند اندكند. در برخي روايات تصريح شده كه علم نجوم را جز دو خاندان به درستي نمي دانند ، خانداني در هند و خانداني در عرب. و گويا مراد از خاندان عرب ، اهل بيت (ع) هستند. در روايات زيادي از ترتيب اثر دادن به گفته هاي منجّمين نهي شده است ؛ ولي نه از آن جهت كه اين علم نادرست است بلكه از آن جهت كه اوّلاً اكثر مدّعيان علم نجوم به خاطر پيچيدگي فراوان آن ، در محاسبات خود دچار اشتباه مي شوند. و ثانياً در گذشته به دعاي حضرت داود (ع) خورشيد مدّتي از حركت باز ايستاده لذا حساب نجوم به هم ريخته است. در جريان ردّ الشمس نيز حساب نجوم درهم شده است ؛ لذا محاسبات منجمين فعلي همه بر ظنّ و گمان است و تنها كسي قادر به محاسبه درست است كه مقدار استادن و بازگشت خورشيد عالم است. ثالثاً زيان اين علم براي مردم بيش از سود آن است.

« قيس بن سعد، گفت: بسيار مي شد كه با أمير المؤمنين عليه السّلام در هر سفرى كه مي رفت همراه بودم، چون به جانب مردم نهروان تاخت و به مدائن رسيديم و من آن روز همدوش او بودم، مردمى از دهقانان به پيشواز او آمدند، و چند استر پيشكش آوردند و آنها را پذيرفت، و يكى از دهقانان مدائن بنام «سرسفيل» كه پارسيان رأى او را در گذشته حجّت دانستند و در مورد آينده به او مراجعه مي كردند وجود داشت. چون امير المؤمنين عليه السّلام را ديد گفت: از مقصد خود برگرد، فرمود: اى دهقان براى چه؟ گفت: يا أمير المؤمنين ستاره‏ها كه بر آمدند نظر بد به هم دارند سعدها نحس شدند و نحسها سعد شدند، و در چنين روزى بايد نهان شد و بر جاى نشست، اين روز تو كشنده است، و در آن ستاره جنگجو قِران كردند، بهرام در برج ميزان شرف يافته و از برج تو آتش فروزد و براى تو جاى نبرد نيست. أمير المؤمنين عليه السّلام لبخندى زد و فرمود: اى دهقانِ خبرگزار و بيم ده از مقدّرات ، ديشب در آخر برج ميزان چه فرود آمد، و كدام ستاره در سرطان ورود كرد؟ گفت: من آن را بررسى كنم، و از آستين خود اسطرلابى و تقويمى برآورد. امام عليه السّلام به او فرمود: تو ستاره‏ها را سيّاره مي گردانى؟ گفت: نه، فرمود: تو بر ثوابت حكمفرمائى؟ گفت: نه، فرمود: به من خبر ده از طول برج اسد و در وي اش از مطالع و مراجع ؛ زهره چه نسبتى دارد با توابع و جوامع؟ گفت: من نمي دانم فرمود: چيست ميان سرارى و درارى ، و ميان ساعات تا معجرات ، و چه اندازه است پرتو مبدرات؟ و چه اندازه حاصل مى‏شود سپيده دم در بامدادان؟ گفت:نميدانم. فرمود: اى دهقان مي دانى كه امروز پادشاهى چين ، از خاندانى به خاندانى منتقل شد و برج ماجين وارو شد، و خانه‏هائى در زنج سوخت، و چاه سرانديب جوشيد، و دژ اندلس ويران شد، و مورچه شيح به هيجان آمد، و مراق هندى گريزان شد، و پيشواى يهود در ايله مفقود گرديد ، و سردار روم در روميه نابود شد، و راعب عموريه كور شد و كنگره‏هاى قسطنطنيه فرو ريخت، تو اين حوادث را مي دانى ؛ و چه چيز آنها را پديد آورده شرقى يا غربى فلك؟ گفت من اينها را نمي دانم، فرمود:به كدام اختر بالاى قطب قضاوت مي كنى، و به كدام نحس شود آنچه نحس شده؟ گفت:من آن را نمي دانم. فرمود: مي دانى امروز 72 عالم خوش شدند كه در هر عالمى هفتاد عالم است برخى در خشكى و برخى در دريا، و بعضى در كوهها، و بعضى در بيشه‏ها، و بعضى در آباديها، و چه خوش كرد آنها را؟ گفت: من آن را ندانم، فرمود: اى دهقان به گمانم با قِران مشترى و زحل قضاوت كردى كه در آغاز شب برايت روشن شدند و درخشانى مريخ و شرقى بودنش در سحر بر تو پديد شد، و سير كرد و جرمش بجرم تربيع ماه پيوست، و اين دليل است كه امروز يك مليون آدمى زادند و مانند آنها بميرند، و با دستش اشاره كرد به جاسوس معاويه كه در لشكر او بود، و فرمود اين هم مي ميرد، زيرا از همانها است و چون آن را فرمود: آن مرد گمان كرد كه فرمود: او را بگيريد، و دلش گرفت و نفسش در سينه‏اش بند آمد و همان وقت مرد. امام فرمود: اى دهقان به تو ننمايم نمونه‏هاى تقدير را در صورتى كامل؟ گفت: چرا يا امير المؤمنين، فرمود: اى دهقان، همانا ما پديدار قطبيم، و آنچه ديشب پنداشتى كه از برج من آتش فروزد بايدت كه به سود من قضاوت كنى، زيرا روشنى و تابشش نزد من است و شعله‏اش از من مي رود، اى دهقان اين قضيه‏اي است دشوار، آن را حساب كن و از آن نتيجه بگير اگر دانائى به اكوار و ادوار، فرمود:اگر اين را بدانى مي دانم كه بندهاى نى اين نيزار را شماره توانى كرد.امير المؤمنين عليه السّلام گذشت و خوارج نهروان را شكست داد و كشت و با غنيمت و پيروزى برگشت، و دهقان گفت: اين دانشى نيست كه در دست مردم زمان ما است، اين دانش مايه‏اش از آسمانست. »( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 196 و 197)

از اين روايت بر مي آيد كه علم نجوم واقعيّت دارد ولي پيچيدگي آن فراتر از آن است كه افراد عادي بتوانند به طور كامل از آن مطّلع گرددند. لذا خطا در وادي به مراتب بيشتر از صواب است.

زنديقي به امام صادق (ع) گفت: در علم نجوم چه فرمائى؟ فرمود: آن دانشى است كم سود و پر زيان زيرا جلو مقدّر را نگيرد و از ناگوارى پرهيز ندهد، اگر منجم به بلائى خبر دهد از قضايش رهائى نبخشد، اگر به خيرى گزارش دهد، نتواند در آن شتاب ورزد، و اگر بدو بدى رسد، دفعش نتواند، منجم با علم خدا در مبارزه است كه پندارد قضاى خدا را از خلقش مي گرداند.»( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار ؛ج‏2 ؛ص191)

« به على بن ابى طالب عليه السّلام گفته شد: آيا براى علم نجوم پايه‏اى هست؟ فرمود: آرى، پيغمبرى بود كه قومش به وى گفتند ما به تو ايمان نياريم تا آغاز آفرينش هر كس و مدت عمر آنها را به ما بياموزى، و خدا عز و جلّ به ابرى فرمود تا بدانها باريد، و در گرد كوه آبى زلال جمع شد و خدا به خورشيد و ماه و اختران فرمود تا بر آن آب روان شدند.(تصوير آسمان آب افتاد) سپس خداي عزّوجلّ به آن پيغمبر وحى كرد كه با قومش بر كوه بالا روند بالا رفتند و بر سر آن آب ايستادند تا آغاز آفرينش و مدت عمرها را از مجارى خورشيد و ماه و اختران و ساعات شب و روز شناختند و هر كدامشان مي دانست كى مي ميرد و كى بيمار مى‏شود، و چه فرزندى برايش زاده مى‏شود و چه زاده نمي شود، و روزگارانى بدين وضع بودند تا به حضرت داود كافر شدند و با آنها جنگيد، و در هر روز نبرد كسانى كه عمرشان بسر نرسيده بود به ميدان مى‏آمدند و آنان كه عمرشان بسر رسيده بود در خانه جا مي گذاشتند، و از ياران داود كشته مي شد و از آنها كشته نمي شد. داود عليه السّلام گفت: پروردگارا من به فرمان تو با آنها پيكار مي كنم، و آنها به نافرمانى تو پيكار كنند، از يارانم كشته مى‏شود و از آنها كسى كشته نمي شود، خداى عزوجل جريان را به او وحى كرد و فرمود: هر كه مرگش رسيده به ميدان نمى‏آورند تا كشته شود، داود عليه السّلام گفت: خدايا به چه وسيله بدانها آموختى؟ فرمود: از مجارى خورشيد و ماه و اختران و ساعات شب و روز . گفت: داود به درگاه خدا دعا كرد تا خورشيد را بر آنها بازداشت و روزشان بلند شد، و شب و روزشان در هم آميخت و اندازه فزونى را ندانستند، و حسابشان در هم شد، على عليه السّلام فرمود: از اين رو است كه مطالعه در نجوم بد است. »( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار؛ ج‏2 ؛ص199)

براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به كتاب « آسمان و جهان ؛ ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الانوار ؛ ج‏2 ؛ص 185 به بعد»

3. آيا سعد و نحس ايّام و ساعات صحّت دارد؟
از مطالب بالا روشن مي شود كه اين مطلب نيز به خودي خود صحيح است ؛ ولي راه فهميدن آن علم نجوم يا علم غيب است ؛ علم غيب كه به اذن خدا مختصّ انسانهاي خاصّي است ؛ احكام علم نجوم نيز چنان كه دانسته شده قطعي نيست. لذا در حال حاضر جز آنچه معصومين (ع) گفته اند بقيّه سخنان در اين باب گمانه زنيهايي بيش نيستند.
با نظر به روايات معصومين (ع) در اين باب ، به نظر مي رسد كه حضرات معصومين (ع) آنچه را كه در اين باب قطعي و به حال مردمان مفيد بوده را بيان نموده اند.

روايات اين باب بسيار فراوان است لذا ذكر آن در اين نامه نمي گنجد. براي مطالعه روايت اين باب مراجعه فرماييد به كتاب« « آسمان و جهان ؛ ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الانوار ؛ ج‏2، ص: 285 تا آخر كتاب و ج3 از صفحه اوّل تا 97 و بحار الانوار ج 56»

4. آيا پديده قمر در عقرب بر حوادث زندگي مؤثّر است؟
در رويات زيادي آمده است كه هر كه در هنگام قمر در عقرب ازدواج كند يا سفر رود روي خوشي را نبيند.
امام صادق عليه السّلام فرموند: «هر كه قمر در عقرب سفر كند يا زن بگيرد خير نبيند». و امام كاظم عليه السّلام فرمودند: «هر كه در محاق ماه زن‏ گيرد دل نهد به افتادن بچه و سقط جنين»(آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 173)

ظاهراً مراد از قمر در عقرب بودن قمر در صورت فلكي عقرب است نه بودن آن در برج عقرب ؛ چون اوّلي يك روز است ولي دومي يك ماه. همچنين مراد از محاق ، آخر هر ماه قمري است كه ماه ديده نمي شود.
روايات قمر در عقرب را در ضمن منابع قبلي مي توانيد ملاحظه فرماييد.

5. آيا لازم است كه در زندگي روزمرّه به احكام نجوم اعتنا شود؟
آنچه قطعاً از معصومين (ع) رسيده مناسب است كه رعايت شود. لكن تا آن اندازه كه زندگي را مختلّ نكند ؛ چون دين براي اين نيست كه انسان خود را به سختي بيندازد. لذا در اموري كه در طول زندگي كم رخ مي دهند مثل ازدواج و سفرهاي طولاني ، بهتر است كه با افراد عالم ، متّقي و وارد در اين گونه امور مشورت شود. چون به صرف ديدن يك روايت نمي توان به آن عمل نمود.چرا كه روايات صحيح و سقيم و خاصّ و عامّ و مطلق و مقيّد دارند لذا كسي كه در اين گونه امور اظهار نظر مي كند بايد عالم به احاديث باشد.

البته راههايي براي بر حذر بودن از نحوست ايّام نيز وجود دارد. راه حلّي كه اهل بيت (ع) براي اين امر ارائه نموده اند صدقه دادن است. روايات فراواني از حضرات معصومين (ع) وارد شده كه نحوست ايّام با صدقه دادن برطرف مي شود. « عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع ):مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ إِذَا أَصْبَحَ دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ ذَلِكَ الْيَوْم‏. ـــ هر كس صبح صدقه دهد خدا نحوست آن روز را از دفع مي كند. »( بحار الأنوار ؛ج‏56 ؛ص31 )
« حضرت صادق فرمود: بين من و مردى منجم زمينى مشترك بود براى تقسيم او پيوسته تأخير مي انداخت تا ساعتى را انتخاب كند كه به نظر خودش برايش سعيد باشد و براى من نحس. بالاخره تقسيم كرديم به من قسمت خوب افتاد ؛ منجّم از ناراحتى دست بر پشت دست ديگر زده گفت مثل امروز نديده بودم. گفتم مگر از علم خود استفاده نكردى؟ گفت من با اطلاع از علم نجوم براى شما ساعت نحس انتخاب كردم و خودم در ساعت سعد خارج شدم باز قسمت بهتر به شما افتاد. گفتم ميل دارى حديثى كه پدرم از پدر خود برايم نقل كرده برايت بگويم. پدرم گفت: پيامبر اكرم(ص) فرموند: هر كس مايل است نحوست آن روزش برطرف شود اول صبح صدقه بدهد خداوند با اين صدقه نحوست آن روز را برطرف مي كند و هر كه مى‏خواهد نحوست شبش برطرف گردد شب را با صدقه شروع كند. گفتم من وقتى خارج شدم صدقه دادم . اين صدقه نفعش براى من از علم نجوم تو بهتر بود.»(زندگانى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام، ص: 41)

« عبد الملك بن اعين نقل كرده كه به حضرت صادق عليه السّلام گفتم:من به اين دانش (نجوم) مبتلا شده‏ام، كارى را قصد مى‏كنم و وقتى به طالع مى‏نگرم و آن را بد مى‏بينم مى‏نشينم و دنبال آن امر نمى‏روم و وقتى طالع را خوب ديدم دنبال مقصود روانه مى‏شوم. حضرت صادق (ع) به من فرموند: انجام مى‏دهى؟ عرض كردم: بلى، فرمود: كتابهايت را بسوزان.»(درر الأخبار با ترجمه؛ص419 )
«از ابن عمير روايت شده كه من به نجوم نگاه مى‏كردم و حكم آنها را مى‏شناختم و طالع را مى‏دانستم از اين لحاظ چيزى نظير ترس و غيره در دلم راه مى‏يافت در اين موضوع به حضرت على بن موسى بن جعفر عليه السّلام شكايت كردم. حضرت فرمود: اگر به خاطرت چيزى رسيد به اوّلين مسكينى كه برخورد كردى صدقه بده و سپس دنبال كارت برو ، كه خداى عزّ و جلّ از تو دفع مى‏فرمايد.» (درر الأخبار با ترجمه ؛ص419 )
« حلبى از حضرت ابا عبد اللَّه الصادق عليه السّلام پرسيد كه: آيا سفر در ايّامى كه كراهت دارند مانند چهارشنبه و غيره مكروه است؟ حضرت فرمود: سفرت را با صدقه شروع كن و در آغاز سفر آية الكرسى بخوان‏.»( درر الأخبار با ترجمه ص421)
« از عبد اللَّه بن سليمان از حضرت امام باقر يا حضرت امام صادق روايت شده كه حضرت فرمود: پدرم وقتى در روز چهارشنبه، يا روزى كه مردم آن را بد مى‏دانستند مثل اواخر ماه يا غيره به سفر مى‏رفت، صدقه‏اى مى‏داد و بعد بيرون مى‏رفت.»( درر الأخبار با ترجمه ، ص421

             

 
بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا