خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

شجاع ترین شجاعبازگشت به عاشورا
ثبت شده در تاریخ 24-آبان-1392 -- تعداد بازدید : 1023 بار

نقل کلامی از جیمز کارگن هندون هندی در شجاعت امام حسین علیه السلام در کتاب گرانسنگ منتهی الامال :

شیخ مرحوم مادر لوء لوء و مرجان از این شخص نقل کرده که کتابی در تاریخ چین نوشته به زبان اردو که زبان متعارف حالیه ی هند است و آن را چاپ کرده اند . در جلد دوم در صفحه 111 چون به مناسبتی ذکری از شجاعت شده بود ، این کلام رکه عین ترجمه ی عبارت اوست در آن جا مذکور است :

چون بهادری و شجاعت رستم ، مشهور زمانه است ، لکن مردانی چند گذشته که در مقابلشان نام رستم قابل بیان نیست ، چنانچه حسین بن علی علیه السلام که شجاعتش بر همه شجاعان رتبه ی تقدّم یافته .

چراکه شخصی که در میدان کربلا بر ریگ تفته با حالات تشنگی و گرسنگی مردانگی به کار برده باشد به مقابل او نام رستم کسی آرد که از تاریخ واقف نخواهد بود . قلم که را یاراست که حال حسین علیه اسلام بر نگارد ؟ و زبان که را طاقت که مدح ثابت قدمی هفنتاد و دو نفر در مقابله ی سی هزار فوج شامی خون خوار و شهادت هر یک را چنانچه باید ادا نماید ؟ نازک خیالی کجا اینقدر رساست که حال و دل های آنها را تصویر کند که بر سرشان چه پیش آمد ؟ از آن زمانی که عمر سعد ( ملعون ) با ده هزار فوج دور آنها را گرفته تا زمانی که شمر ، آن سر اقدس را از تن جدا کرد . مثل مشهور است که : (( دوای یک ئو باشد )) یعنی : از آدم تنها کار بر نمی آید تا دومی برایش مددکار نباشد . مبالغه بالاتر از آن نیست که در حقّ کسی گفته شود که فلان کس را دشمن از چهار طرف گیر کرده است مگر حسین علیه اسلام را با هفتاد و دو تن ، هشت قسم دشمنان تنگ کرده بودند با وجود آن ثابت قدمی را از دست ندادند . چنانچه از چهار طرف ، ده هزار فوج یزید بود که بارش نیزه و تیرشان مثل بادهای تیره ، طوفان ظلمت برانگیخته بود . دشمن پنجم ، حرارت آفتاب عرب بود که نظیرش در زیر فلک صورت امکان نپذیرفت ، گفته می توان شد که تمازت و گرمی عرب در غیر از عرب یافت نمی توان شد . دشمن ششم ، ریگ تفایده ی میدان کربلا بود که در تمازت ، آفتاب شعله زن و مانند خاکستر تنوز گرم ، سوزنده و آتش افکن بود ، بلکه دریای قهّاری می توان گفت که حبابهایش آبله های پای بنی فاطمه بودند ، واقعی دو دشمن دیگر که از همه ظالم تر بودند ، یکی تشنگی و دیگری گرسنگی ، مثل همراهی دغاباز ، ساعتی جدا بنودند ، خواهش و آروزی این دو دشمن همان وقت کم می شد که زبانها از تشنگی چاک چاک می گردیدند . پس کسانی که در چنین معرکه هزارها کفّار را مقابله کرده باشند ، بهادری و شجاعت برایشان ختم است .

ب

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا